ایماء

ایماء به معنای اشاره و کنایه؛ ساده ترین نام برای دفتری است که از هر دری سخنی کوتاه به میان آورده و امیدوار است اگر مفید نیست مضر نیز نباشد

ایماء

ایماء به معنای اشاره و کنایه؛ ساده ترین نام برای دفتری است که از هر دری سخنی کوتاه به میان آورده و امیدوار است اگر مفید نیست مضر نیز نباشد

مشخصات بلاگ
ایماء

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
وَالْعَصْرِ ﴿١﴾
إِنَّ الإنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿٢﴾
إِلا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿٣﴾
.
.
.
قال الإمام الحسین بن علی:
إِنَّ النَّاسَ عَبِیدُ الدُّنْیَا، وَ الدِّینُ لَعْقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ‏ یَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَایِشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّیَّانُونَ.
امام حسین علیه السلام فرمودند:
به راستى که مردم بنده دنیا هستند و دین لقلقه زبان آنهاست، تا هر آن جایى که دین وسیله زندگى آنها باشد، دین دار باقی می مانند و چون در معرض امتحان قرار گیرند، دینداران کم مى شوند.
.
.
.
گنهکار اندیشناک از خدای/
به از پارسای عبادت‌نمای//
#سعدی

نویسندگان

۴ مطلب در خرداد ۱۳۹۲ ثبت شده است

... وقتی ملتی عنان شعور و اندیشه خود را به دست روزمرّگی می سپارد؛ هنگامی که حیات فرهنگی معنا و مفهومی نو می یابد و عبارت می شود از یک سلسله حرف ها و نمایش ها و سیاه نمایی هایی شادی زا و خمیه شب بازی های سرگرم کننده؛ و وظیفه ی حراست و حفظ ارزش های فرهنگی او را سازمان های غول پیکر عریض و طویل تولید خوشی و بی غمی و هلهله زا عهده دار می شوند؛ زمانی که مقوله ای به نام عرف، شرع، عقل و شعور اجتماعی و محاورات عامه و مناظرات و گفتگوهای مردم به اَشکال بی اعتنا و یک دسته قهقه و غریو شادی های جمعی در آمده و در این قالب تجلی پیدا می کند؛ خلاصه زمانی که از شهروند متعهد-عصرکتابخوانی و رسانه های نوشتاری- تماشاچی بی خیالی که به فکر نان شب است ساخته می شود و مسائل اجتماعی و امور جمعی انسانها تا مرز پرده های واریته های نمایشی تنزل می یابد، آنوقت است که مجموعه ملت در خطر است و اسیر بحران؛ آری بحرانی که گام به گام به سمت تهدید پیش می رود؛ و دقیقا در چنین حالتی است که مرگ تدریجی فرهنگ ناب و زوال آن تهدیدی واقعی به شمار می آید...


بعد از تحریر، یاد این دو واقعه، آرامش نمانده رااز دلم ربود و گفتم: یعنی راست می گویند که تاریخ تکرار می شود؟!؟!؟!
امام حسن ـ علیه السلام ـ در شرایط دشوار عراق، و بی اعتنایی مردم به درخواست های وی برای جنگ، در آستانه اصرار معاویه بر کناره گیری وی، ضمن سخنانی به بیان مواضع خود پرداخت. امام در آغاز اعلام کرد که درباره جنگ با شام هیچ گونه تردید و دودلی ندارد: «والله لایثینا عن أهل الشام شک و لا ندم، و إنّما نقاتل أهل الشام بالصّبر و السلامه»؛ شک و پشیمانی ما را از جنگ با شامیان باز نمی دارد بلکه ما با بردباری و آرامش، با آنها می جنگیم». آنگاه امام به بیان روحیه مردم پرداختند: «شما با گذشته خود تفاوت کرده اید. آنگاه که به صفین می رفتید، دینتان در پیش رویتان بود، اما امروز دنیاتان مقدم بر دینتان است». آنگاه افزود: «شما در بین دو جنگ خونین صفین و نهروان قرار گرفته اید، بر کشته های خود می گریید و درباره آنها، در طلب خون خویش هستید. ما در گذشته به نیروی استقامت و تفاهم داخلی شما، با اهل شام می جنگیدیم، ولی امروز بر اثر کینه ها اتحاد و تفاهم از میان شما رخت بر بسته.... و اکنون معاویه از ما تقاضای صلح کرده، صلحی که هیچ گونه سرافرازی و شرافت و انصافی در آن وجود ندارد. «الا و انّ معاویه دعانا الی امر لیس فیه عزّ و لا نصفه». امام با این بیان به مردم عراق اعلام کرد وارد شدن در کار صلح به هیچ روی به نفع مردم عراق نیست. پس از آن، امام از مردم خواست تا تکلیف او را روشن کنند: «فان اردتم الموت رددناه علیه و حاکمناه الی الله عزوجل بظبی السیوف، و ان اردتم الحیاه قبلناه و اخذنا لکم الرضی؛ اگر آماده برای نبردید، صلح او را رد کرده با تکیه بر شمشیرمان، کار او را به خدا واگذاریم؛ اما اگر ماندن را دوست دارید، صلح او را بپذیریم و برای شما امان بگیریم». در این وقت مردم از هر سوی مسجد به فریاد درآمده و با ندای «البقیه البقیه» صلح را امضا کردند.
امام حسن ـ علیه السلام ـ در جای دیگری فرمود: «انّی رأیت هوی عظم الناس فی الصلح، و کرهوا الحرب فلم احبّ ان احملهم علی ما یکرهون؛ من خواسته بیشتر مردم را در صلح و ناخشنودی نسبت به جنگ دیدم و دوست ندارم تا آنها را بر آنچه ناخوش دارند، اجبار کنم».
در جای دیگری فرمود: «اری اکثرکم قد نکل عن الحرب و فشل فی القتال و لست اری احملکم علی ما تکرهون؛من دیدم که بیشترین شما از جنگ رویگردان شده و در جنگ سست اند. و من چنان نیستم تا شما را بر آنچه ناخوش دارید، اجبار کنم».
امام - علیه السلام - عدم همراهی مردم را دلیل واگذاری خلافت به معاویه یاد کرد و در شرایط عادی، راه حلی جز این امر وجود ندارد.
آن حضرت در جای دیگری فرمود: «والله انی سلمت الامر لانی لم اجد انصاراً، و لو وجدت انصاراً لقاتلته لیلی و نهاری حتی یحکم الله بیننا و بینه؛ به خدا سوگند! من از آن روی کار را به او سپردم که یاوری نداشتم. اگر یاوری می داشتم شبانه روز با او می جنگیدم تا خداوند میان من و آنان حکم کند».

و...

آن هنگام که خبر چیرگی بسر بن ارطاهًْ بر یمن به امام رسید در جمع مردم سخن راند و مایۀ نگون‌بختی آنان را تفرقه و نافرمانی اعلام نمود: به خدا سوگند پندارم که این قوم به زودی بر شما چیره شود زیرا آنها با آن که بر باطلند دست در دست هم دارند و شما با آن که بر حق هستید پراکنده‏اید. شما امامتان را که حق با اوست نافرمانی می‏کنید و آنان  پیشوای خود را با آن که بر باطل است فرمان بردارند.

در جای دیگری سوگمندانه می‏فرماید: «أیها الناس، المجتمعهًْ أبدانهم، المختلفهًْ أهوائهم، کلامکم یوهی الصَّمَّ الصِّلاب و فعلکم یطع فیکم الاعداء»  ای مردمی که به تن‏ها مجتمع ‏اید و به آرا پراکنده! سخنانتان هنگامی که لاف دلیری می‏زنید صخره‏های سخت را نرم می‏کند. در حالی که کردارتان، دشمنانتان را در شما به طمع می‏اندازد.


*این عنوان را برگزیدم، چون جناب آقای حجة الاسلام و المسلمین روحانی فرمودند: بنده جمهوریت را بر اسلامیت ترجیح می دهم.

  • ابوذر محمدی


... با گذشت بیش از سه دهه از رویارویی نظام سلطه و نظام اسلامی، امروز این رویارویی به آخرین مراحل تاریخی خود رسیده است؛ مرحله ای که صحنه رویارویی دو نظام، نه فقط در عرصه سیاسی و اعتقادی، بلکه تمامی عرصه ها به ویژه متن زندگی روزمره و سبک زندگی است. نظام سلطه می کوشد تا نظام معنایی و عقلانیتی جدید برای تحلیل جهان، ارزش گذاری ها و رفتارها ارائه و عقلانیت مدرن را تنها مسیر زیست سعادت مندانه معرفی کند. که صد البته رسانه های غربی در این میان مهم ترین نقش را عهده دار هستند.
آری، نظام سلطه، با بهره گیری از توان مندی های رسانه ای خود می کوشد باورها، ارزش ها، هنجارها و سبک زندگی غربی را به بهترین شکل ممکن در برابر چشمان مخاطبان جلوه گر سازد و آنها را به پیروی بی چون و چرا از این هدف شوم فراخواند.
بهترین شاهد و مؤید بر این مدعی ، نگاهی گذرا، اما چالشی محور به کارنامه شبکه های ماهواره ای فارسی زبان که در چند سال گذشته با هدف رویارویی با نظام اسلامی و با پشتیبانی مالی نظام استکباری تأسیس شده اند، می باشد؛ شبکه هایی که در ظاهر رویکردهای گوناگونی دارند و در دسته بندی های متفاوتی چون خبری-تحلیلی، فیلم و سریال، مد و لباس، جُنگ (شو)های تلویزیونی و موسیقی، شهوانی(اروتیک) وهرزه نگاری(پورنوگرافی) قرار می گیرند، ولی در واقع ذیل یک نظام به هم پیوسته برای تحقق یک هدف تلاش می کنند.
اما وقوف بر این امر لازم است که:
بی تردید، در این عرصه، اگر نتوانیم شبکه معنایی و عقلانیت اسلامی را به تمامی عرصه های حیات، به ویژه متن زندگی روزمره یعنی خواب و خوراک، پوشش و آرایش، لذت، ظرافت و مصرف بکشانیم، در این جنگ تاریخی شکست خورده ایم.
و نیز وظیفه ی نخبگان متعهد آن است که عرصه ی این نبرد تاریخی را به روشنی برای مردم به ویژه متدینان و فرهیختگان ترسیم کنند و آنان را به حضور فعال در این میدان فرا بخوانند.
فلذا مقام معظم رهبری فرموده اند:
راه مقابله با تهاجم فرهنگی جبهه استکبار، گسترش و تعمیق رسالت های فرهنگی انقلاب اسلامی در عرصه های اخلاقی، رفتارهای فردی و اجتماعی، عقاید و باورهای دینی و مسائل سیاسی است. (دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی،23/3/1390)


*برای مطالعه بیشتر کتاب های ((زن؛ نظام سلطه و رسانه ها، نوشته ابراهیم شفیعی سروستانی))؛ و ((دلالت ها و عوامل مؤثر بر کنش های خانواده ایرانی، که بیانیه تحلیلی دفتر مطالعات و تحقیقات زنان))،هست رو، پیشنهاد می کنم.


  • ابوذر محمدی


درجه کمال انسان به اندازه مقاومتی است که در برابر خواسته های نفسانی خود ابراز می دارد.

انسانی آزاد است که اسیر نفس نشود.

آزاد کسی است که تسلیم نفس نشده، بلکه از اسارت نفس رسته باشد.

بین سعادت و شقاوت یک قدم بیشتر فاصله نیست و آن قدمی است که بر هوای نفس گذاشته شود.

بشر در اوج شهرت و قدرت خود خیال می کند که آزاد است، بی خبر از آن که بیش از هر وقت دیگر اسیر خواسته های نفسانی است، و این، خود، بزرگ ترین اسارت هاست.

انسان کامل کسی است که نفس خود را فراموش کرده است.

هر کس پیامی دارد، اما کمتر کسی اعتنا می کند، زیرا مردم به پیام ها اعتماد ندارند.

اما هنگامی که پیام دهنده ای حیات و هستی خود را در راه پیامش تقدیم می کند، به همه ی مردم نشان می دهد که او شوخی نمی کند، راست می گوید، و به پیام خود ایمان دارد، و الّا حیات خود را وقف پیام نمی کرد، و پیام اسلام با خون شهید قدرت و صلابتی بیش از پیش پیدا می کند، و به قلب ها و روح ها نفوذ می نماید، و تا تاریخ ادامه دارد، در شریان های حیات انسان  و انسانیت جریان پیدا می کند.

*در فکر شهدای مسجد جامع دماوند هستم که در بدو ورود به مسجد، چشمان هرزه ام را به خود خیره، و تا آخرین روز اعتکاف سر به زیرم کردند و حلقه ی اتصالی شدند تا راحت تر و مطمئن تر در حالی که با خود زمزمه می کردم: فخلع نعلینک إنک بالواد المقدس طوی قدم در حریم عاشقانه شهدای گمنام کنار مسجد جامع بگذارم و چند دقیقه ای به مطاف این جاودانگان تاریخ پرداخته، بیاندیشم، وبا خویشتن بگویم:  

هان: ای بشر!

هزاران سال از آغاز حیاتت بر این کره ی خاکی می گذرد

وهمه ی هم نوعانت تا به امروز مرده اند

و تو نیز خواهی مرد

و بر مرگت قرن ها خواهد گذشت.

خوشا آنان که مردانه مرده اند؛

و تو ای عزیز، بدان، تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند؛

و چه زیباست، که

همیشه در یادمان باشند،

آن آسمان یان در بند زمین، که

عاشقانه از پله پله ی نردبان بندگی به فنا رسیدند؛

 و ما را در فراقشان همین بس، تا روزی هزار بار با خود نجوا کرده و بگوییم:

نگاهی به حال ما بزرگ خسارت دیدگان کنید که با شما بودیم

امــّا

از شما نشیدیم............
  • ابوذر محمدی


به نظر می رسد،

اولاً: نکته قابل توجه این است که تأثیر فرهنگ در جوامع یک طرفه نیست؛ این گونه نیست که فقط غربی ها بتوانند فرهنگ ما را تحت تأثیر قرار دهند، و ما نتوانیم؛ ولــی، واقعیت این است که غرب به دلیل عواملی توانسته بر جوامع دیگر به ویژه ملت های مشرق، جهان سوم و در حال توسعه چیرگی یابد و به یاری تسلط خویش، فرهنگ خود را نیز در آن جوامع نفوذ داده و گسترش دهد. هانتینگون معتقد است: (( پیروزی غرب بر جهان ناشی از برتری اندیشه ها، ارزش ها یا دین نبود، بلکه معلول برتری غرب در استفاده از خشونت سازمان یافته بود)). وی می افزاید: ((عواملی که باعث گسترش فوق العاده و منحصر به فرد غرب شد از این قرار بود:

1. ساختار اجتماعی و روابط طبقاتی موجود در غرب؛

2. رشد شهرها و گسترش تجارت؛

3. پراکندگی نسبی قدرت در جوامع غربی؛

4. ایجاد نظام اداری_کشوری؛

5. رشد فن آوری؛

6. اختراع عوامل حمل و نقل دریایی و هوائی؛

7. بسط ظرفیت های نظامی برای تصرف سرزمین ها )).

و ثانیأ: از منظر تحلیل گران اسلامی، می توان این واقعیت را پذیرفت که در بعضی از زمینه ها، تأثیر گذاری تبلیغات غربی ها بیشتر بوده است؛ که دلایل آن از این قرار است:

1. غربی ها برای تهاجم فرهنگی و تبلیغاتی، اسباب و ابزارهای فراوانی را در اختیار دارند که اصلأ قابل مقایسه با امکانات ما نیست؛ مانند پایگاه های متعدد اینترنتی، دستگاه های مدرن ارتباط جمعی مانند: ماهواره، شبکه های تلویزیونی، خبرگزاری های متعدد و... می باشد.

2. غربی ها برای تأثیر تبلیغات خود از هر شیوه ای استفاده می کنند وبه مسائل اخلاقی خود را مقید نمی دانند، از این رو از حیله و ترفند و تظاهر و مظلوم نمایی و تحریف حقایق به راحتی بهره می جویند، در حالی که بر اساس نظام اخلاقی اسلام، ما نمی توانیم این شیوه را به کار بگیریم.

3. باید این واقعیت را در نظر بگیریم که به دلیل سابقه و پیشینه تهاجم، کشورهای استعمارگر، از راه کارهای مدرن و عناصر حرفه ای برخوردارند که در جذب مخاطبان بسیار مؤثر است، ولی ما کشورها و دولت های اسلامی به دلیل عدم سابقه طولانی در ضمینه های معهود و مذکور، نیاز به آزمون و خطا داریم و چه بسا از شیوه های جذاب استفاده نکرده ایم.

4. آن ها با دست گذاشتن روی یک سری نیازهای فطری و غریزی انسان، مانند غریزه جنسی و حس آزادی، در کار تبلیغاتی خود بسیار بهره می گیرند و طبیعی است که این مسائل علاوه بر اینکه نیاز انسانی است، حتی گاهی از نیازهای اولیه است که هر انسانی در صدد پاسخ گویی و ارضای آن هاست؛ در این راه غریبان با تکنیک ها و تبلیغات گسترده ای که دارند و با توجه به آزاد بودن ارتباطات رسانه ای بسیار بهره می یرند.

5. البته، این نکته را نیز نباید نادیده گرفت که کار تهاجم از دفاع آسان تر است و همیشه تخریب راحت تر از سازندگی است.

اما در مجموع با تمام این تفاصیل، غرب به دلیل اثرگذاری اسلام، علی الخصوص بعد از انقلاب اسلامی در سال1357 و بیداری اسلامی در سال های اخیر، بودجه های هنگفتی را برای رویارویی با اسلام و تهاجم فرهنگی در سطح گسترده در نظر گرفته است و این طور وانمود می شود که آن ها موفق ترند، در حالی که اگر هوشیارانه عمل کنیم، با توجه به برتری اسلام و معارف بلند و بی نظیر قرآن و پشتوانه عقلی و فطری مسلمان و وعده تخلف ناپذیر الهی، پیروزی از آن ما خواهد بود.

و شواهدی در دست است که میهن عزیزمان بعد از انقلاب اسلامی، به رغم رویارویی با توطئه های پی درپی در مقابل چشمان بهت زده تحلیل گران، تأثیر شگفت آور خود را در جهان داشته است؛ حیات مجدد کلیساها، افزایش بی سابقه مبلغّان مذهبی، استقبال وسیع مردم از آثار صوتی و تصویری و مکتوب دینی، افزایش مخالفت های عمومی و مردمی با پرده دری های اخلاقی؛ بخشی از نشانه های تأثیرات فرهنگی انقلاب اسلامی ایران در غرب می باشد. که این مسأله حتی از طرف مخالفان اسلام و انقلاب اسلامی ایران مانند هانتینگون(نظریه پرداز جنگ تمدن ها) مورد اعتراف قرار گرفته است. لذا رشد روز افزون اعتراضات مذهبی و التزامات دینی که متأثر از حرکت های اسلامی مسلمانان(البته با نادیده گرفتن رشد چشم گیر گرایش به اسلام) در غرب، دلیل دیگری بر تأثیر انقلاب اسلامی و تبلیغات ما می باشد. و در نتیجه می بینیم که شبکه سی. ان. ان. آمریکا با بیان این مطلب که دین اسلام با سرعتی فراتر از ادیان دیگر در حال گسترش است، اعلام نمود: (( رشد اسلام در جوامعی که اکثریت آنان را مسیحیان تشکیل می دهند، باعث شده تا صاحب نظران آن جوامع از نوعی رنسانس اسلامی سخن به میان آورند)). این نویسنده غربی در مقاله خود می نویسد: (( اسلام به بمب ساعتی تبدیل شده است)).


*برای مطالعه بیش تر در این باره، کتاب عصر امام خمینی از آقای صاحبی رو پیشنهاد می کنم.

  • ابوذر محمدی