ایماء

ایماء به معنای اشاره و کنایه؛ ساده ترین نام برای دفتری است که از هر دری سخنی کوتاه به میان آورده و امیدوار است اگر مفید نیست مضر نیز نباشد

ایماء

ایماء به معنای اشاره و کنایه؛ ساده ترین نام برای دفتری است که از هر دری سخنی کوتاه به میان آورده و امیدوار است اگر مفید نیست مضر نیز نباشد

مشخصات بلاگ
ایماء

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
وَالْعَصْرِ ﴿١﴾
إِنَّ الإنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿٢﴾
إِلا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿٣﴾
.
.
.
قال الإمام الحسین بن علی:
إِنَّ النَّاسَ عَبِیدُ الدُّنْیَا، وَ الدِّینُ لَعْقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ‏ یَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَایِشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّیَّانُونَ.
امام حسین علیه السلام فرمودند:
به راستى که مردم بنده دنیا هستند و دین لقلقه زبان آنهاست، تا هر آن جایى که دین وسیله زندگى آنها باشد، دین دار باقی می مانند و چون در معرض امتحان قرار گیرند، دینداران کم مى شوند.
.
.
.
گنهکار اندیشناک از خدای/
به از پارسای عبادت‌نمای//
#سعدی

نویسندگان

من یک وقتی از مرحوم شهید بهشتی رضوان الله علیه پرسیدم وضع دادگستری چگونه است؟ ایشان رئیس قوه قضاییه بود. مسؤول همه مسائل قضایی در کشور بود. وقتی ایشان را سر کار گذاشتند، ما خوشحال شدیم. ما گفتیم _ چون شهید بهشتی خیلی توانا بود، خیلی قوی بود. _ الحمدلله بهشتی آمد، دستگاه قضایی دیگر اصلاح خواهد شد... یک مدتی گذشته بود. مثلا شاید ۷-۸ ماهی، یک سالی گذشته بود که ایشان رئیس دیوان عالی کشور بود. من گفتم چطور است وضع قوه قضاییه؟ نگفت قوه قضاییه را اصلاح کردیم. نگفت قوه قضاییه اشتباه دیگر نمی‌کند. یک جمله بسیار آموزنده و درست و متینی زد. گفت قوه قضاییه در جهت درست شدن دارد حرکت می کند. من گفتم کافی است. گفتم همین بس است. وقتی که در جا نمی زند. سکون و سکوت و رکود ندارد، حرکت دارد، آن هم در جهت درست، ما راضی هستیم.

بیانات آیت الله خامنه ای در جمع مردم نجف آباد، ۱۳٦۷/٠٤/٠۷.

  • ابوذر محمدی

"إنّ فرعون عَلا فی الأرضِ و جعل اهلها شیعاً یستضعف طائِفةً مِّنهم یذَبِّحُ أبناءهم و یَستَحیِ نساءهم إنّه کان من المفسدین"

 

مولفه هایی که الله جل و اعلی در آیه شریفه بیان فرموده،ویژگی هایی هستند که در صورت بروز در هر جامعه‌ای،آن جامعه را نابهنجار قرار می دهند.

۱.استکبار حاکمان:"إن فرعون علا فی الارض"

۲.ابزار قدرت شدن مردم:"و جعل اهلها شیعا"

۳.ناتوان پنداری مردم:"یستضعف طائفة منهم"

به نظر می رسد اگر این سه خصوصیت در جامعه ای هویدا شود،آن جامعه انسانی شروع به طی کردن پله های سقوط نموده است.

 

 

  • ابوذر محمدی

...وضع آمریکایی ها بکلی متفاوت بود. آنها در خیابان امیرآباد یک باشگاه داشتند که مخصوص افسران و درجه دارانشان بود. روزانه به هر کدام یک بسته به عنوان جیره غذایی می دادند، که هر بسته برای مصرف ۵-٦ نفر کافی بود. در هر یک از این بسته ها انواع و اقسام کنسروها، انواع نان، ویتنامی که باید روزانه مصرف می کردند، دو بطری ویسکی و دو بسته سیگار خوب بود. آمریکایی ها به سرعت باشگاه امیرآباد را به مرکز فحشاء تبدیل کردند. کامیون های آمریکایی به مرکز شهر می آمدند و دخترها را جمع می کردند و به باشگاه می بردند. دخترهایی که به این اوضاع تمایل داشتند صف می کشیدند و منتظر می ماندند؛ مثل اینکه در صف اتوبوس هستند. کامیون های روباز ارتش آمریکا می آمد و ۲٠٠-۳٠٠ دختر را سوار می کرد و می برد. آمریکایی ها هر چند پول نداشتند ولی با همین بسته ها دخترها را راضی می کردند. من با یکی از کسانی که به باشگاه می رفت آشنایی داشتم و دیدم که در انبار خانه او تا زیر سقف از این بسته ها چیده است. هر روز که می رفتند یک دو بسته می گرفتند. این بسته ها قیمت گرانی داشت و خرید و فروش می شد.

یکی از کسانی که با آمریکایی ها می رفت، خاله محمدرضا بود که اکنون شاه ایران شده بود. فرد دیگر که می شناختم یک دختر ارمنی بود و پدرش یک کارگر زحمتکش بود. من با این دو نفر بارها صحبت کردم و گفتم که این کار صحیح نیست و عمل شما در شأن فاحشه های کنار خیابان است. خاله محمدرضا خیلی رک و صریح می گفت: خیر، افرادی که در باشگاه هستند هم تیپ ما هستند و هیچ اشکالی ندارد! (ظهور و سقوط سلطنت پهلوی خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست،ج۱،ص ۱۲۳،۱۲٤.)


*لطفا "خلاصه پهلوی" رو از دست ندید!

  • ابوذر محمدی

‏‏هرگز از بی کسیِ خویش مرنج

هرگز از دوریِ این راه نگو

و از این تنهایی

و از این فاصله هایی که میانِ من و تو روییدست...

بگذار

تا که پروانه ی تنهایی از این پنجره آزاد شود

برود

بال خود را بسپارد به نسیم

قاطیِ باد شود

بگذار

کفترِ خوشبختی

روی بامِ نفست بنشیند

و اگر چه دلت آن جا تنگ است

نگذار

رنگ غم بر قفست بنشیند

هر زمانی که دلت تنگِ من است

بهترین شعرِ مرا

قاب کن، پشت نگاهت بگذار

تا که تنهایی ات از دیدنِ آن، جا بخورد

و بداند که دلِ من با توست

در همین یک قدمی...

پ-رئیسی


*چند روزیست که در حالت قبض هستم؛
خیلی خسته ام...
خدایا یه فرجی برسون...
  • ابوذر محمدی

در طول تاریخ معاصر همواره میان قدرت های شیطانی شرق و غرب جنگ و درگیری برای اداره جهان و کسب منافع مادی بوده است. به طوری که نظام های فکری از همین عقبه ی استعماری جوشیده و توانسته است به عنوان راهکاری برای اداره امور کشورها جایی برای خود باز کند.
در اولین صورت بندی که در جهان معاصر شکل گرفت حضور چهار نظام فکری مارکسیسم، لیبرالیسم، فاشیسم و نازیسم به چشم می خورد، که در تحولات جهان پس از جنگ جهانی دوم و شکست ایتالیا و آلمان از متفقین، ایدئولوژی مخصوص آنها نیز به بایگانی تاریخ سپرده می شود و جهان با دو قطب غرب لیبرالیسم و شرق مارکسیسم ادامه تاریخ می دهد.
با پایان جنگ سرد و فروپاشی قطب شرق، و به وجود آمدن جهان تک قطبی پس از سال 1990 میلادی عملا در معادلات جهانی تنها نظریه موجود در اداره ی  حکومت ها، مدل لیبرالیسم بود. و این خود آغازی برای شروع استعمار فرانوین شد، که به عقیده ی فوکویاما، پایان ایدئولوژی ها در تاریخ می باشد.
در گذشته سه جامعه شناس مطرح یعنی مارکس، دورکیم و ماکس وبر با کم ترین اختلاف، فرآیند عمومی جهان را به سمت سکولاریزیسیون و به حاشیه رفتن دین دیدند. اما با آغاز دهه ی 80 میلادی و با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ملت ایران دگرباره فرضیه ی جامعه بدون دین به بایگانی تاریخ سپرده شد و جهان حرکت به سوی دینی شدن را آغاز نمود.
آری؛ با بیداری اسلامی در میان کشورهای اسلامی و مستضعف و به وجود آمدن جنبش های ضد استعمار و ضد سلطه و آشکار شدن تناقض های نهفته در دموکراسی لیبرالی در سال 2000 میلادی به بعد، جهان خود را برای رویارویی دگرباره ی نظام های فکری مهیا می کند.
این بار ایدئولوژی مطرح می شود که بر اساس مفاهیم الهی و وحی، تبیین و ترسیم شده است. و آن اسلام اصول گرای شیعی و یا به عبارتی شیواتر "خمینیسم" در مقابل جریان بنیادگرای وهابیسم القاعده، نئو لیبرالیسم انگلوساکسون و نئو سوسیالیسم کوبا، ونزوئلا، بلاروس و بولیوی قرار گرفته است.
در سال 2008 میلادی در پی شکست های پی در پی نظریه های اقتصادی و سیاسی نئو لیبرالیسم در کشورهای غربی و نبود هیچ گونه نظام و ایدئولوژی مناسب جهت اداره جوامع بشری در وهابیسم القاعده و نقض های فاحش در نئو سوسیالیسم که منجر به افتادن به دامان جمهوری اسلامی ایران برای اداره کشورهای تحت سلطه ی این تفکر شد، به خوبی می توان دریافت که آینده ی ایدئولوژی دنیاهایی که ماه عسل تکاپوی شیطان در زمین می باشد به پایان شوم خود نزدیک شده و تجلی زندگی آرمانی بر اساس یک سیستم و ایدئولوژی الهی طلیعه ی خود را برای نخستین بار بر مردم ایران و جهان رو نمایی کرده است.
برای همین است که دهه ی چهارم انقلاب اسلامی دهه تحول بنیادین نامیده می شود.(از آنجایی که تحول به عنوان یک سنت الهی در زندگی بشر بوده، نباید با آن سینه به سینه شد. بلکه دلدادگان به توحید در سنگر حوزه و دانشگاه از آن استقبال کرده و برای پیشرفت هر چه بهتر آن را مدیریت می کنند)
در عصری که آن را دوره ی پایان ایدئولوژی ها می دانند زعمای معاصر شیعه با شناختی دقیق و جامع از عمق نفوذ اسلام ناب محمدی(صلواة الله علیه و آله) و فقه شیعه اثنی عشری در فرهنگ نه تنها ملت شریف ایران که دیگر ملل اسلامی، قضاوت جدایی دین از سیاست را مورد حمله قرار دادند و انقلابی را بنیان گذاردند که با جان مایه های مذهبی در پی بر سرکار آوردن حاکمیتی مبتنی بر وحی است.
انقلاب اسلامی ایران در دهه ی چهارم حکومت الهی خود این بار مأموریتی بر دوش دارد که برای زندگی فردی و اجتماعی همه ی مردم دنیا اعم از مسلمان و غیر مسلمان، ایرانی و غیر ایرانی، شرقی و غربی دستور العمل زندگی و یا همان جامعه آرمانی و اسلامی تحت عنوان "حیات طیبه" را تبیین و ترسیم نماید تا جهان و بشریت را برای ظهور مقتدا و امام و مراد خود بقیة الله الاعظم آماده سازد؛ اما به شرط ابتلا و آزمایش در صدق ایمان!
  • ابوذر محمدی

کسی که باور کند نماز بهترین دوست و یاور در فرصت های تنهایی قبر است با نماز رفیق می شود و با دل و جان با او دوستی می کند. آن وقت دیگر لازم نیست کسی مدام صدا بزند که: آی فلانی نمازت قضا نشود!

ثروتمندی را زر و سیم بسیار بود و بنده و خدمتکار بی شمار.در میان ایشان غلامی پارسا و خداپرست و دیندار که هرگز به راه گمراهان نمی رفت و نمازش ترک نمی شد همه شب به نماز می ایستاد و تا سپیده صبح با خدا راز و نیاز داشت. شبی خواجه به غلام گفت: امشب چون برای دوگانه برخاستی مرا نیز از برای آن بیدار کن. غلام گفت: ای خواجه! سوالی دارم. گفت: بگو! پرسید: بانویی که درد زایمان او را فرامی گیرد و او در خواب باشد چه کسی او را بیدار می کند؟

خواجه فورا پاسخ داد: همان درد.

غلام گفت: ای خواجه تو را هم اگر دردی بودی همان تو را کافی بود. برو ذوق عشق پیدا کن که ذوق بیدارت کند.
  • ابوذر محمدی

مقدمه مقاله ام با عنوان"رسانه تراز انقلاب در تهاجم فرهنگی از منظر مقام معظم رهبری"را در ادامه بخوانید:


بسم الله الرّحمن الرّحیم

الَّذینَ یُبَلِّغونَ رِسالاتِ اللهِ وَ یَخشَونَهُ و لایَخشَونَ اَحداً الَّا الله


بیش از یک ربع قرن از پیروزی انقلاب و استقرار نظام می گذرد؛ انقلابی که به تعبیر بزرگانی هم­چون بنیانگذار آن، حضرت امام خمینی(رحمة الله علیه)بیش از آنکه سیاسی باشد فرهنگی بود.

 در این مدت تمامی رسانه های ارتباط جمعی، مروج اسلام و مبلغ ارزش های اسلامی بوده و هستند. افزون بر آن نیز چندین نهاد و سازمان رسمی و غیر رسمی از قبیل سازمان تبلیغات، وعاظ و عالمان دینی، هیئات بی شمار مذهبی، نظام آموزشی کشور در تمامی مقاطع تحصیلی، کانال های رسمی تلویزیونی و رادیویی، سایت های فرهنگی و علمی و در نهایت قوانین و مقررات اجتماعی؛ حافظ و متولی آموزش، تربیت و ترویج سنن و آداب مذهبی بوده و می باشند.

اما علی رغم همه این رویش ها، نگاه و باور غلط بعضی از سفیران فرهنگی کشور بر آن است که: اسلام علی الخصوص در دهه ی پیش رو در خطر است و تلویحا اعلام می کنند که همه ی کارهای صورت گرفته ی مذکور و تمامی انرژی های بیکران صرف شده در کنار نیروهای انسانی و بودجه های به کار گرفته شده، همه و همه کم ثمر بوده است. چرا که از وضع فرهنگی جوانان نالیده و از بدحجابی و شل حجابی شِکوه سر داده، و در کنار سرمقاله ای در جراید روز کشور و خطبه ای در نماز جمعه، نطق قبل از دستور مجلس را نیز به وضع بد و غیر قابل تحمل اخلاق، و کردار جوانان اختصاص داده و در پی آن اعلام راهپیمایی و تجمع اعتراض آمیز کرده تا دنیا را متوجه عواقب شوم شبیخون فرهنگی غرب کرده و راه های نجات نسل جوان را از منجلابی که در آن غوطه ور است به جهانیان نشان داده و آن را چاشنی وعده جامعه ای پاک و نمونه، و الگویی ارزشمند برای عالمیان می سازند.

ولی پس از مدتی شاهدیم که با فریادی رسا می گویند: وآ اسلاما که دوباره روز از نو و روزی از نو... .

و سرانجام در کنار همه این تدابیر، با برگذاری وسیع دعاهای دسته جمعی،خواهان تعجیل در ظهور منجی موعود و مهدی منتظر(عجل الله تعالی فرجه و سهل الله مخرجه)شده، و به غلط می گویند: کار از کنترل ما خارج است، و اصلاح و صلاح و فلاح را باید به مصلح و عدل گستر نهایی واگذارد.

اما غافل از این که با نگاهی ساده و واقع بینانه به سال های قبل از انقلاب و دهه های منجر به پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، ناظر و شاهدیم که از هیچ نهاد، رسانه، اردو، سمینار، منابر، مجلات، کتب و روزنامه های ارزشی و حوزه های ترویج و تبلیغی که به آن ها اشاره شد، خبری نبود.

و حتی در عوض فیلم ها و نمایشنامه ها و سریال های تلویزیونی و شب نشینی ها و جشن های پر زرق و برق ضد دینی، به وفور، آشکارا و نهان به کار فرهنگ زدایی و ترویج بی بند و باری و برهنگی و گسترش بساط عیش و طرب مشغول بودند. مراسم ازدواج دو هم جنس باز مرد در تالار یکی از هتل های بزرگ تهران، هنوز در خاطره انسان ها و در آرشیو مجلات و روزنامه های آن دوران وجود دارد. برنامه های به اصطلاح هنری و جنبش های فرهنگی پر از مفسده های گوناگون، به موازات تشکیلات گسترده کاخ جوانان و تشویق دختران و پسران به عضویت در آن و شرکت در اردو های مختلط در سواحل شمال و جنوب و جشنواره های موسمی، امری رایج بود. نیز ورود بانوان با حجاب اسلامی(حتی بدون چادر) به برخی هتل ها نظیر متل قو در شمال و بعضی کلوب های حتی دانشگاهی ممنوع بود.

آری، نه تنها از تشکیلات منسجم و هدفمند اسلامی خبری نبود، بلکه وعاظ و قلم های دردمند، زبان بریده، شکسته و نفس های آنان به واسطه زور و فشار رژیم سفاک پهلوی در سینه حبس بود.

دانشگاه نیز کانون و جولانگاه مروجان فرهنگ بی دینی و مبارزان سیاسی غیر مذهبی و ضد دین بود.

در حیطه آموزش و پرورش و نیز مقولات هنری اعم از سینما و تئاتر و موسیقی و ... نوعی هدایت آشکار و پنهان به سوی فرهنگ بی دینی و ضد اسلامی مشهود بود. کسانی که در این زمینه ها مشغول بودند، تا آن جا که علیه دین و فرهنگ ملی و آداب و سنن و ارزش های مذهبی در حرکت بودند از همه نوع آزادی برخوردار و از هر گونه مصونیت سیاسی و پشتوانه مالی بهره مند بودند.

و دقیقا در چنین اوضاع و شرایط، پیشگامان سیاست و دین(که عِدّه و عُدّه آنان در قیاس با امکانات و ابزار سردمداران فرهنگ جور و تباهی بسیار اندک بود)احساس خطری جدی کرده و با التفات به این که نقطه شروع حرکت انقلاب های انبیاء، بیدار کردن و آگاه کردن مردم نسبت به قدر و منزلتشان است؛ حرکتی مبتنی بر نگرشی صحیح و واقع بینانه از دین و شریعت ابراهیمی را در سرلوحه ی کار خود قرار داده و پیشرو نهضت بیداری اسلامی و احیای شریعت در ایران و جهان اسلام شدند.

به درستی که انقلاب و نهضت اسلامی ایران که  به رهبری امام خمینی(رحمة الله علیه)در سال 1341 آغاز شد؛ در حقیقت حرکتی بود برای احیای تمام قد اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله). اسلامی که با حرف هایی نو در عرصه ی ساخت و اداره ی جوامع بشری، داعیه ی نیل انسان و جوامع به سوی کمال را دارا است.

نهضتی که منشاء آن بی شک برخواسته از تحلیل وضعیت موجود در آن ادوار، و بازنگری تاریخ صدر اسلام تا قرن سوم بود. که به خوبی بیان می کرد: با تغییر جریان امامت به سلطنت در رأس حکومت، چیزی جز رکود و عقب ماندگی کشور­های اسلامی را نباید توقع داشت.

و خطرناک تر و اسف بار تر بعد از آن ایام و اعصار، شدت گرفتن جریان مخالفت با کلیسا و آغاز رشد صنعتی اروپا، و استثمار و استعمار مدرن کشورهای عقب مانده ی آن روز جهان اسلام، به منظور تأمین مواد اولیه و تضمین بازار خرید کالا­های تولید غرب بود. زیرا که بلاد و کشورهای اسلامی به دلیل برخورداری از منابع، انرژی و موقعیت خاص جغرافیایی، کانون توجه ی ویژه ی غرب آن روز بودند.

فلذا شواهد تاریخی گواهی می دهد که این بار غرب با اقدامات وسیع نظامی، اقتصادی و فرهنگی، شروع به استحاله ی فرهنگی کشور­های اسلامی کرده و ترویج فرهنگ برهنگی، غرب زدگی و آمیختن مفاهیم غربی با معارف دینی، و حمایت از حاکمان وابسته و جریاناتی فاسد هم چون منوّرالفکری، وهابیت، باب و بهاء و... را از رئوس برنامه های خود قرار دادند؛ که البته در مناطقی با مقاومت مردم و مخالفت علما رو به رو شد.

برنامه ای هوشمندانه، هدفمند و نرم که تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 به خوبی در جهان اسلام جلو آمده، و امروز نیز شاهدیم که در کشور­های مختلف با نسبت های متفاوتی به موفقیت رسیده است.

آری؛ پس پیروزی انقلاب، امام و اصحاب صدیق او به خوبی می دانستند که برای رشد و فراگیر شدن نهضت آغاز شده در خرداد 1341 و مقابله و مواجهه ی با غرب و برنامه های آن، نیازمند یک کار و  مبارزه ی فکری و وسیع می باشند. بر این باور بودند که باید بار دیگر در حرکتی پیامبر گونه، علمایی پیدا می شدند تا غبار جهالت ها و نیز تعصبات جنود شیطان را از عقول مردم زمانه کنار زده، و مطابق با عهد الهی خویش، مردم را به سوی خود دعوت کنند. همان گونه که امیرالمؤمنین در خطبه سوم نهج البلاغه می فرمایند: ((و اگر نبود عهدی که خداوند از دانشمندان گرفته که در برابر شکمبارگیِ هیچ ستمگر و گرسنگی هیچ مظلومی سکوت ننمایند، دهنه ی شتر حکومت را بر کوهانش می انداختم.))

این همان چیزی بود که رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای، شاگرد امام و دلداده ی نهج البلاغه، به خوبی آن را فهمیده و بخاطرش گام در مسیر مبارزه ای نفس گیر گذاشت، و تا به امروز در هر موقعیت زمانی و مکانی، در عرصه ی فکر و نظر هجمه ای را به اسلام و احکام و اصول اسلامی می بیند، به مقابله شتافته و سدّی هم­چون کوه در مقابل اشکالات می آفریند.

و در اعتماد امام نسبت به شخصیت ایشان، همین بس که پس از شهادت استاد متفکر مرتضی مطهری، حضرت آیت الله خامنه ای از سوی امام خمینی(رحمة الله علیه)به دانشگاه و قشر دانشگاهی ما به عنوان مرجع و ملجأیی امین در راستای درک و شناخت معارف ناب اسلامی معرفی شدند.

گردآورنده نیز در این روزگار با عنایت به این که بر هر مومن انقلابی، واجب است تا مبانی و اندیشه ی خود را قوی و پرداخته کند، از اشارات امام غافل نشده و اجازه نداد که گذر ایام و جایگاه سیاسی رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای برایش حجابی شود تا از مباحث فکری این بزرگ احیاگر تفکر اسلامی بهره نبرد.

آنچه در پی می آید رهیافتی به منظومه فکری مقام معظم رهبری نسبت به ابزار{1}بی بدیل و گسترده ی فرهنگ سازی جامعه مان، یعنی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران می باشد. منظومه فکری که باید برای ایجاد عاطفه ی عمیق دینی و هم­چنین به منظور گسترش و تعمق اندیشه دینی، خاصه در جوانان و نوجوانان نسل سوم و چهارم انقلاب، توسط مدیران ارشد رسانه ای جمهوری اسلامی مورد توجه ویژه قرار بگیرد. زیرا که به اقرار همگان ایشان دارای شخصیت ذو وجوه و چند بعدی بوده و بی تردید در میان این وجوه چندگانه، چهره ی فرهنگی و دیدگاه های بدیع و کاربردی معظم له در عرصه سیاست گذاری و مدیریت فرهنگی برجسته و متمایز است. و صد البته که نوع دغدغه ها، فعالیت های فکری و مطالعاتی و تجربه مستمر ایشان در عرصه مدیریت کشور، اهمیتی راهبردی به دیدگاه های ایشان در زمینه فرهنگ و رشد و تعالی شاخص های فرهنگی کشور بخشیده است.

در پایان پیشنهاد توصیه می شود قبل از ورود به بیانات، جهت ترسیم فضای ذهنی صحیح ، نکات زیر را با دقت و تأمل مطالعه نموده و به خاطر بسپارید:

ü     وضعیت فرهنگی یک جامعه در مقایسه با وضعیت سیاسی و اقتصادی، بی شک پایدار ترین وجه حیات آن جامعه است. دیر زمانی متفکران و تحلیلگران اجتماعی را اعتقاد بر آن بود که اساسا تغییر شاخص های فرهنگی یک جامعه امکان پذیر نیست و هم­چون ویژگی های زیست شناختی، ثابت و پایدار و با روح و روان یک ملت عجین است. اما این اعتقاد در عصر جدید و به ویژه با تحولات جدید ارتباطی در عرصه اینترنت و رسانه های جمعی با نقد جدی مواجه شد. امروز پذیرفته شده که بسیاری از خصلت ها و رفتار فرهنگی یک جامعه قابل تغییر و اصلاح است و آنچه به عنوان ویژگی های تغییر ناپذیر یا دیرپای فرهنگی به شمار می آید، بیشتر به وجوه عاطفی فرهنگ یک قوم باز می گردد؛ ویژگی هایی که به رغم اهمیت و نقش بنادین آن در ترسیم چهره فرهنگی یک جامعه، از حیث کمّی گستره ی بسیار محدودی را شامل می شود.

ü     در میان عوامل مؤثر در جهت گیری و تغیییرات فرهنگی، اهمیت و نقش رهبران و سیاست گذاران پررنگ و تعیین کننده است. نوع تعامل و رابطه متقابل میان رهبران، نخبگان و به تعبیر مقام معظم رهبری خواصِ جامعه با مردم و متن جامعه، تأثیری مستقیم بر صعود یا نزول فرهنگی یک جامعه دارد. این واقعیتی است که نه تنها در آموزه های قرآن کریم و مکتب اهل بیت علیهم السلام به آن پرداخته شده است، که تجربه ی تارخی ملت ها نیز آن را تأیید می کند.

ü     فرهنگ ایرانی-اسلامی در گستره ی فرهنگ جهانی، نقش و جایگاهی متمایز دارد. این فرهنگ از یک سو تجربه تاریخی گران سنگی از خرد و فلسفه ایرانی و مکتب انسان ساز اسلام را پشت سر دارد و از سوی دیگر، با تجربه عظیم انقلاب اسلامی و هویت فرهنگی آن، چشم انداز دیگری را برای آینده ی جهان ترسیم کرده است. به بیان مقام معظم رهبری: ((واجهه ی انقلاب، یعنی آن بخش نمادین و چهره­ی بیرونی انقلاب، چهره­ی فرهنگی است. سیاست ما هم مقهور فرهنگ ماست. ما نخواستیم دیانتمان را از سیاست جدا کنیم. فرهنگ ما ساخته شده ی تارخ و مکتب و انقلاب ماست.))



{1} البته نباید از این نکته نیز قابل بود که رهبر معظم انقلاب، ابزارها، لوازم و عوامل متعددی را جهت مبارزه فرهنگی، برای جامعه ایرانی-اسلامیمان تعریف و ترسیم نموده اند که به اختصار می توان به نهاد منبر، هنرمداحی، هنر، ادبیات، صدا و سیما، مطبوعات، آموزش و پرورش و حوزه اشاره کرد.در نهایت با توجه به دغدغه معظم له و نیز حجم بالای بیانات و فرصت اندک، پر مخاطب ترین ابزار و وسیله؛ یعنی صدا و سیما جهت بررسی و ارائه چارچوبی علمی و دانشنامه ای توسط گردآورنده انتخاب شد.

دانشنامه ای هفت فصلی که عصاره ی قریب به سی کلید واژه و ترکیب واژه از قبیل: ارزش ها و شاخص های انقلاب اسلامی، نوآوری و شکوفایی، نقاط ضعف جمهوری اسلامی، اسلام ناب محمدی و جهانی سازی، تبادل و تهاجم فرهنگی، هویت و اعتماد به نفس ملی، هنر ملی، اخلاق و عدالت و پیشرفت، نظام سلطه و امنیت روانی افکار عمومی و... می باشد.

  • ابوذر محمدی

بد نیست بدانید در یک عمر هفتاد ساله، به طور متوسط:

* ۲۵ سال در خوابیم

* ۸ سال به دنبال مطالعه و تحصیل

* ۶ سال در استراحت و بیماری

* ۷ سال به دنبال تفریح و تعطیلات

* ۵ سال در آمد و شد

* ۴ سال مشغول آمادگی جهت خوردن و آشامیدن

* ۳ سال صرف آمادگی جهت انجام فعالیت‌های فوق

به این ترتیب فقط ۱۲ سال صرف کار مفید می شود.

  • ابوذر محمدی

‏‏

به نظرم قصه "محمد رسول الله" رنگ و بوی زندگی داشت،

و پیامی در دست.

پیامی که پرده از حقیقتی به درازای عمر انسانیت ابراهیمی، برای بشریت گشوده

و قطعه ای از خوبی را همنوا با آن سراییده است.

قصه ای آسمانی که بنا بر وعده ی خداوند همواره برای زمینیان شنیدنی و نو بوده.

داستانی با یک دنیا معنا.

و در یک کلام:

محمد پریوشی یتیم، اما فرشته خو که با خداخواهی اش هو هوی توحید را بر زمین طنین انداز کرده و ستاره ی نشان خود را در کهکشان هدایت و رستگاری جای داد.

  • ابوذر محمدی

پـیـامـبـر اسـلام (صـلى اللّه عـلیـه و آله و سـلّم ) بـه جـبـرئیـل فرمود: مرا پند ده جبرئیل گفت: یا محمد عش ما شئت فانک میت، و احبب ما شئت فانک مـفـارقـه، و اعـمـل مـا شـئت فـانـک مـلاقـیـه، و اعـلم ان شـرف المـومـن صـلوتـه باللیل، و عزه کفه عن اعراض ‍ الناس.

احبب من شئت

اى مـحـمـد هـر چـه مـى خـواهـى عمر کن اما بدان که سرانجام خواهى مرد، و به هر چه مى خـواهـى دل ببند اما بدان سرانجام از آن جدا خواهى شد، و هر عملى مى خواهى انجام ده ولى بـدان سـرانـجـام، عـمـلت را خـواهـى دیـد، و نـیز بدان که شرف مومن نماز شب او است، و عزتش خوددارى از ریختن آبروى مردم است.

  • ابوذر محمدی