ایماء

ایماء به معنای اشاره و کنایه؛ ساده ترین نام برای دفتری است که از هر دری سخنی کوتاه به میان آورده و امیدوار است اگر مفید نیست مضر نیز نباشد

ایماء

ایماء به معنای اشاره و کنایه؛ ساده ترین نام برای دفتری است که از هر دری سخنی کوتاه به میان آورده و امیدوار است اگر مفید نیست مضر نیز نباشد

مشخصات بلاگ
ایماء

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
وَالْعَصْرِ ﴿١﴾
إِنَّ الإنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿٢﴾
إِلا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿٣﴾
.
.
.
قال الإمام الحسین بن علی:
إِنَّ النَّاسَ عَبِیدُ الدُّنْیَا، وَ الدِّینُ لَعْقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ‏ یَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَایِشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّیَّانُونَ.
امام حسین علیه السلام فرمودند:
به راستى که مردم بنده دنیا هستند و دین لقلقه زبان آنهاست، تا هر آن جایى که دین وسیله زندگى آنها باشد، دین دار باقی می مانند و چون در معرض امتحان قرار گیرند، دینداران کم مى شوند.
.
.
.
گنهکار اندیشناک از خدای/
به از پارسای عبادت‌نمای//
#سعدی

نویسندگان

۷ مطلب در تیر ۱۳۹۳ ثبت شده است

امروز بعد از سال ها ناپرهیزی کرده و نماز جمعه را بر فرادای احتیاطی ترجیح دادم؛ و با

ابراز نگرانی و تأسف امام جمعه محترم از دستور حمله زمینی اسرائیل؛ موتور تجزیه و تحلیل های رادیکالی من هم روشن شد...

در راه بازگشت به منزل چند کلمه و عبارت باعث سکوت معنا دار من شده، و شدیدا ذهنم را مشغول و مکدر کرده بود

-پاره پاره شدنِ پاره تن جهان اسلام

-از نیل تا فرات

-جنگ نسل پنجم

-سپر موشکی ایران

-جنگ نسل چهارم

-شکست به ظاهر بیداری اسلامی

-مذاکرات وین و ژنو

-ظهور جریاناتی تکفیری موسوم به النصره و داعش، پس از طالبان و القاعده

-سکوت معنا دار جهان اسلام

-تحلیل قوای سپاه قدس، حزب الله و جهان اسلام در طول درگیرهای فرسایشی سوریه و عراق

-سر در گمی زمامداران حق جو جهان اسلام همچون حماس

و حالا

اگر او ضاع  بدین صورت ادامه یابد دو راه حل برای خروج از این بحران پیش روی جمهوری اسلامی خواهد بود( البته حدس می زنم که حضرت آقا، شخصا روز قدس خودشون نماز جمعه رو بخونن و اسرائیل رو تهدید جدی کنن):

1)     یا حمله موشکی ایران، که بسیار بعید است

2)     یا دادن امتیازات فراوان در مذاکرت وین که فرض می کنیم خیلی اتفاقی با ایام حمله اسرائیل به غزه همراه شده( اگر یادتون باشه، بعد از ژنو آمریکا یکی از شرایط دور بعدی مذاکرات رو تعطیلی صنعت موشکی ایران قرار داده بود).

و اما تحلیل و توضیحات رادیکالیم:

با این که آمریکا و اسرائیل خود نظریه پردازان جنگ های نسل پنجم هستند؛ اما در مدت قریب به پنج سال با همکاری بعضی خائنین و ساده اندیشان و فریب خوردگان، جهان اسلام را وارد جنگ های نسل چهارمی با شیوه ی فرسایشی کردند(شورش های مسلحانه داخلی سوریه به بهانه بیداری اسلامی)؛ که نتیجه ای جز تحلیل تمام جهان اسلام در راستای تحقق نقشه ی بازی گردان اصلی سناریویِ از نیل تا فرات، یعنی اسرائیل نداشت.

و امروز که این چند خط را می نویسم، به خوبی برایم روشن است که متأسفانه، نه حماس بعد از سه سال مداخله و اعزام نیرو و تسلیحات به نفع گروه های تکفیری مبارز در سوریه؛ حماس گذشته است.

و نه حزب الله و سپاه قدس، همانند جنگ 33 روزه و 22روزه و 11 روزه و 7 روزه هستند.

به نظرم اسرائیل با عبرتی که از جنگ های گذشته اش گرفته بود، این بار بسیار حساب شده و پیچیده تر به دل فلسطین زد.

اصلا ای کاش امروز هم احتیاط می کردم و به نماز جمعه نمی رفتم...


  • ابوذر محمدی

*با آمادگی معنوی وارد شب قدر شوید
در ماه رمضان هم - در همه روزها و شبها - دلهایتان را هرچه میتوانید با ذکر الهی نورانیتر کنید، تا برای ورود در ساحت مقدّس لیلةالقدر آماده شوید، که: «لیلةالقدر خیر من الف شهر. تنزّل الملائکة والرّوح. فیها بإذن ربّهم من کل امر». شبی که فرشتگان، زمین را به آسمان متّصل میکنند، دلها را نورباران و محیط زندگی را با نور فضل و لطف الهی منوّر میکنند. شب سِلم و سلامت معنوی - سلامٌ هی حتّی مطلع الفجر - شب سلامت دلها و جانها، شب شفای بیماریهای اخلاقی، بیماریهای معنوی، بیماریهای مادّی و بیماریهای عمومی و اجتماعی که امروز متأسفانه دامان بسیاری از ملتهای جهان، از جمله ملتهای مسلمان را گرفته است! سلامتی از همه اینها، در شب قدر ممکن و میسّر است؛ به شرطی که با آمادگی وارد شب قدر شوید. ۱۳۷۶/۰۹/۰۵

*ساعات لیلةالقدر را مغتنم بشمارید
قدر لیلةالقدر را باید دانست، ساعات آن را باید مغتنم شمرد و کاری کرد که ان‌شاءاللَه قلم تقدیر الهی در شبهای قدر برای کشور عزیز و آحاد ملت ما تقدیری آن‌چنان که شایسته مردم مؤمن و عزیز ماست، رقم بزند. ۱۳۸۲/۰۸/۲۳

*از رذائل مادی خود را دور کنید
ما باید امیدوار باشیم، دعا کنیم و بکوشیم از این شبها[ی لیالی قدر] برای عروج معنوی خود استفاده کنیم؛ چون نماز معراج و وسیله‌ی عروج مؤمن است. دعا هم معراج مؤمن است، شب قدر هم معراج مؤمن است. کاری کنیم عروج کنیم و از مزبله مادی که بسیاری از انسانها در سراسر دنیا اسیر و دچار آن هستند، هرچه می توانیم، خود را دور کنیم. دلبستگی ها، بدخلقی ها - خلقیات غیرانسانی، ضدانسانی - روحیات تجاوزگرانه، افزون خواهانه و فساد و فحشا و ظلم، مزبله های روح انسانی است. این شبها باید بتواند ما را هرچه بیشتر از اینها دور و جدا کند. ۱۳۸۳/۰۸/۱۵

*بهترین اعمال در این شب، دعاست
فرمود «لیلةالقدر خیر من الف شهر»؛ شبی که به عنوان لیلةالقدر شناخته شده است و مردد است بین چند شب در ماه رمضان، از هزار ماه برتر و بالاتر است. در ساعت‌های کیمیایی لیلةالقدر، بنده‌ی مؤمن باید حداکثر استفاده را بکند. بهترین اعمال در این شب، دعاست... احیاء هم برای دعا و توسل و ذکر است. نماز هم - که در شب‌های قدر یکی از مستحبات است - در واقع مظهر دعا و ذکر است. در روایت وارد شده است که دعا «مخّ العبادة»؛ مغز عبادت، یا به تعبیر رایج ماها، روح عبادت، دعاست. دعا یعنی چه؟ یعنی با خدای متعال سخن گفتن؛ در واقع خدا را نزدیک خود احساس کردن و حرف دل را با او در میان گذاشتن. دعا یا درخواست است، یا تمجید و تحمید است، یا اظهار محبت و ارادت است؛ همه‌ی اینها دعاست. دعا یکی از مهمترین کارهای یک بنده‌ی مؤمن و یک انسان طالب صَلاح و نجات و نجاح است. دعا در تطهیر روح چنین نقشی دارد. ۱۳۸۴/۰۷/۲۹

*به معانی دعاها توجه کنید
ادعیه‌ی رسیده‌ی از معصومین (علیهم‌السّلام) همه پرمغز، پرمضمون از لحاظ سوز و گداز عاشقانه و عارفانه است و غالباً در حد عالی، منتها جزو بهترینها یا شاید بهترینها، این دعاهائی است که از امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) رسیده است. همین دعای کمیل یا دعای صباح یا دعای مناجات شعبانیه، که من از امام (رضوان اللَّه علیه) یک وقتی پرسیدم که در بین این دعاها شما بیشتر به کدام علاقه دارید، ایشان گفتند دعای کمیل و مناجات شعبانیه. هر دو از امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) است. این راز و نیاز و سوز و گداز امیرالمؤمنین و هم مناجاتهای آن بزرگوار، حقیقتاً گدازنده است برای کسی که توجه داشته باشد.
و من خواهش میکنم جوانان عزیز ما سعی کنند معانی این کلمات و این فقرات را در این دعاها مورد توجه قرار بدهند. الفاظ دعا، الفاظ فصیح و زیبائی است؛ لیکن معانی، معانی بلندی است. ۱۳۸۷/۰۶/۲۹

*با خدا حرف بزنید
من خواهش میکنم جوانان عزیز ما سعی کنند معانی این کلمات و این فقرات را در این دعاها مورد توجه قرار بدهند. الفاظ دعا، الفاظ فصیح و زیبائی است؛ لیکن معانی، معانی بلندی است. در این شبها با خدا باید حرف زد، از خدا باید خواست. اگر معانی این دعاها را انسان بداند، بهترین کلمات و بهترین خواسته‌ها در همین دعاها و شبهای ماه رمضان و شبهای احیاء و دعای ابی‌حمزه و دعاهای شبهای قدر است. اگر کسی معانی این دعاها را نمیداند، با زبان خودتان دعا کنید؛ خودتان با خدا حرف بزنید. بین ما و خدا حجابی وجود ندارد؛ خدای متعال به ما نزدیک است؛ حرف ما را میشنود. بخواهیم با خدا حرف بزنیم؛ خواسته‌های خودمان را از خدای متعال بخواهیم. این انس با خدای متعال و ذکر خدای متعال و استغفار و دعا خیلی تأثیرات معجزآسائی بر روی دل انسان دارد؛ دلهای مرده را زنده میکند. ۱۳۸۷/۰۶/۲۹

*از خدای متعال عذرخواهی کنید
شب قدر، فرصتی برای مغفرت و عذرخواهی است. از خدای متعال عذرخواهی کنید. حال که خدای متعال به من و شما میدان داده است که به سوی او برگردیم، طلب مغفرت کنیم و از او معذرت بخواهیم، این کار را بکنیم، والّا روزی خواهد آمد که خدای متعال به مجرمین بفرماید: «لایؤذن لهم فیعتذرون». خدای نکرده در قیامت، به ما اجازه عذرخواهی نخواهند داد. به مجرمین اجازه نمیدهند که زبان به عذرخواهی باز کنند؛ آن‌جا جای عذرخواهی نیست. این‌جا که میدان هست، این‌جا که اجازه هست، این‌جا که عذرخواهی برای شما درجه میآفریند، گناهان را میشوید و شما را پاک و نورانی میکند، از خدای متعال عذرخواهی کنید. این‌جا که فرصت هست، خدا را متوجّه به خودتان و لطف خدا و نگاه محبّت الهی را متوجّه و شامل حال خودتان کنید. «فاذکرونی اذکرکم»؛ مرا به یاد آورید، تا من شما را به یاد آورم. ۱۳۷۶/۱۰/۲۶

*دلهایتان را با مقام والای امیر مؤمنان آشنا کنید
مناسبت شب قدر، یکی مناسبت دعا و تضرع و توجه به پروردگار است که ماه رمضان بخصوص شبهای قدر، بهار توجه دلها و ذکر و خشوع و تضرع است. ثانیاً بهانه و مناسبتی است برای اینکه دلهایمان را با مقام والای امیر مؤمنان و سرور متقیان عالم قدری آشنا کنیم و درس بگیریم. هر چه که در فضائل ماه رمضان و وظائف بندگان صالح در این ماه بر زبان جاری شود و بتوان گفت، امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) نمونه‌ی کامل آن و برجسته‌ترین الگو برای آن خصوصیت است. ۱۳۸۷/۰۶/۲۹

*به ولیّ‌عصر، ارواحنافداه، توجّه کنید
امشب را که شب قدر است، قدر بدانید. دعا، تضرّع، توبه و انابه و توجّه به پروردگار،جزو وظایف همه ماست. مشکلات عمومی مسلمین، مشکلات کشور، مشکلات شخصی‌تان و مشکلات دوستان و برادرانتان را با خدای خودتان مطرح کنید. از خدای متعال توجّه بخواهید؛ از خدای متعال مغفرت بخواهید؛ از خدای متعال انابه و حال و توجّه بخواهید.
امشب را قدر بدانید. شب بسیار مهمی است؛ شب بسیار عزیزی است. به ولیّ‌عصر، ارواحنافداه، توجّه کنید؛ به در خانه خدا - مسجد - بروید و به برکت امام زمان از خدای متعال خواسته‌هایتان را بگیرید. ۱۳۷۱/۰۱/۰۷

*در آیات خلقت و سرنوشت انسان تأمّل کنید
از اوّل شب بیست وسوم، از هنگام غروب آفتاب، سلام الهی - «سلام هی حتّی مطلع الفجر» - شروع میشود، تا وقتی که اذان صبح آغاز میگردد. این چند ساعتِ این وسط، سلامِ الهی و امن الهی و خیمه‌ی رحمت خداست که بر سراسر آفرینش زده شده است. آن شب، شب عجیبی است؛ بهتر از هزار ماه، نَه برابر آن؛ «خیرٌ من ألف شهر». هزار ماه زندگی انسان، چقدر میتواند برکات به وجود آورد و جلب رحمت و خیر کند! این یک شب، بهتر از هزار ماه است. این، خیلی اهمیّت دارد. این شب را قدر بدانید و آن را به دعا و توجّه و تفکّر و تأمّل در آیات خلقت و تأمّل در سرنوشت انسان و آنچه که خدای متعال از انسان خواسته است و بی‌اعتباری این زندگی مادّی و این‌که همه‌ی این چیزهایی که میبینید، مقدّمه‌ی آن عالمی است که لحظه‌ی جان دادن، دروازه‌ی آن عالم است، بگذرانید. ۱۳۷۵/۱۱/۱۲

*برای مسائل کشور و مسلمین دعا کنید
شبهای قدر را حقیقتاً قدر بدانید. قرآن صریحاً میفرماید: «خیر من الف شهر»؛ یک شب بهتر از هزار ماه است! این خیلی ارزش دارد. شبی است که ملائکه نازل میشوند. شبی است که روح نازل میشود. شبی است که خدای متعال آن را به عنوان سلام دانسته است. سلام، هم به معنی درود و تحیّت الهی بر انسانهاست، هم به معنای سلامتی، صلح و آرامش، صفا میان مردم، برای دلها و جانها و جسمها و اجتماعات است. از لحاظ معنوی، چنین شبی است! شبهای قدر را قدر بدانید و برای مسائل کشور، مسائل خودتان، مسائل مسلمین و مسائل کشورهای اسلامی دعا کنید. ۱۳۷۶/۱۰/۲۶

*حاجات خود و مؤمنان را از خدا بخواهید
نگاه کنید به حاجات خودتان، حاجات مسلمانان، حاجات کشورتان، حاجات برادران مؤمنتان؛ به مریضها، به مریض‌دارها، به جانبازان، به غم دیده‌ها، به دلهای غمگین، به چشمهای نگران، به نیازهای فراوانِ انسانهایی که حول و حوش شما، زیر سقف شما و در کشور شما هستند، در دنیای اسلام هستند، روی کره خاک هستند. همه این حاجات را در این شبهای قدر، یکی یکی از خدای متعال بخواهید.
۱۳۷۳/۱۱/۲۸

* (۱۲ توصیه برای استفاده بهتر از لیالی قدر از مقام معظم رهبری)
  • ابوذر محمدی

اگر کسى خیال کند که اسم اسلام موجب میشود که با جمهورى اسلامى مخالف باشند، نه، اسم اسلام و ظواهر اسلامى و تشریفات اسلامى هیچ کس را به مخالفت وادار نمیکند. امام یک وقتى در یکى از صحبتهایشان میفرمودند: وقتى که انگلیس‌ها در دهه‌ى دوّم قرن بیستم – هزار و نهصد و خرده‌اى – آمدند وارد عراق شدند و مسلّط شدند، بعد آن فرمانده‌ى نظامى انگلیسى دید یک نفرى فریادى بلند کرده، دارد صدایى میزند، دستپاچه شد – روى مناره یک کسى اذان میگفت – پرسید این سرو صدایى که هست چیست؟ گفتند اذان میگوید. گفت علیه ما است؟ یکى گفت نه؛ گفت خب، هرچه میخواهد بگوید. اذانى که علیه او نباشد، «الله‌اکبر» ى که او را کوچک نکند، خب هرچه میخواهد بگوید، بگوید. مسئله مسئله‌ى اسم اسلام و تشریفات اسلامى نیست. امروز کشورهایى اسم اسلام را دارند، تشریفات اسلامى را هم کم‌وبیش دارند، امّا نفتشان در اختیار استکبار است، امکاناتشان در اختیار استکبار است، منابع حیاتى‌شان در اختیار آنها است؛ هیچ مخالفتى با آنها نیست، خیلى هم دوستند.
بیانات مقام معظم رهبری در دیدار کارگزاران نظام ۱۳۹۳/۴/۱۶

.

.

.

(امیدوارم به خوبی رابطه ی این پست رو با تصویر مسجد جامع کبود استانبول ترکیه بفهمید)

  • ابوذر محمدی

.

.

.

صدای خسته و خوابزده‌ی خدیجه بود. او که از برخاستن پیامبر از بستر و صدای نجوایش با خویش از خواب جسته بود، بیم آن را داشت که مباد شویش را، تب به رنج درافکنده باشد!

پیامبر، اندیشناک، گفت: دوران خواب و آسودن من به سر آمد، ای خدیجه!

چون آثار ابهام در سیمای عریض و روشن خدیجه دید، او را شرح ماجرا باز گفت. پس، روی سوی حیاط، به اندیشه‌ای ژرف‌اندر شد.

هر چند محمد از آن روز که خدیجه را به همسری گرفته غرقه‌ی آسایش و رفاه شد، چندان که اگر می‌خواست، یارای آن را داشت که مانده‌ی عمر را، برخوردار از جمله خوشی‌های مرسوم زمانه سپری سازد. لیک او هرگز به زندگانی‌ای غفلتناک تن در نداد. با این رو، اینک چون نیک می‌اندیشید، درمی‌یافت که در برابر آنچه که در این دم بر دوشش نهاده شده بود، آن زندگی پیشین ـ با جمله آن کارها و تلاش‌ها و حق‌جویی‌ها و حق‌پویی‌های توان‌فرسایش ـ چه مایه آسوده و آرام و بی‌دغدغه بوده بود!

«برخیز ای غنوده‌ی بسترِ امن و آسایش؛ که دوران خواب و آسایش تو، تا آخرین دم زندگانی‌ات، به سر آمد! برخیز و ندا در ده و خوابزدگان غافل را بیدار ساز! بر پای شو و در جهان صدا درافکن و به آغاز دورانی نو، نوید ده!»

این، نیک! برخاستن از بهر حق، اوج آرزوی سالیان دراز محمد بود. هم، یاد خدای بلندمرتبه، پیوسته با وی بود. هر چند آداب درست این یاد کرد، نیک بر او آشکار نبود... لیک، اینک چه‌سان مردم را بیم دهد و سوی خدای خواند؟ از چه کسی بیاغازد؟... که را خواند تا اجابتش کند؟ سخن وی را آیا پذیرا می‌شدند؟ دروغگویش آیا نمی‌خواندند؟... زمانه برایش چه بازی‌ها در آستین داشت که او از آنها آگهی نداشت؟...

ـ‌ هان، ای ابالقاسم؛ تو را سخت در اندیشه می‌بینم! حال آنکه این نوید می‌بایست شادمانت می‌ساخت!

پیامبر، دغدغه‌ی خاطر را بازگفت. خدیجه، ساده و سبکبار، چونان کودکی شوق‌زده گفت: این نباید که بر تو دشوار نماید!

پس، چون نشانه‌ی پرسش در دیدگان شوی دید، افزود: از مردمان یکی من! نخست از جمله‌ی ایشان، کیش خویش را بر من عرضه کن. اینک برگو که چه بایدم کرد؟

ابرهای اندوه، به یکباره گویی از آسمان دل محمد به یک سو رانده شدند. سایه‌ی تاریک غم از دیدگانش زوده گشت، و برقی از شادی در آنها جستن گرفت.

چه مایه زلال و همدل و همراه بود این زن؛ این همسر؛ این همراز؛ این یاور! دلش چه مایه دریایی بود این عزیز!

در آنگاه که محمد تنگدست و گمنام بود و خدیجه دارا و زبانزد و کانون توجه جمله بزرگان و جوانان قریش، آداب و رسم‌های دیرین را به یک سوی زد و خود پا پیش نهاد و از محمد خواستاری کرد. پس، جمله داراییِ کلان خویش را ـ بی‌هیچ دغدغه و شرط ـ بدو سپر تا آن‌سان که می‌خواست صرف کند: به هر که بخواهد بخشد و در هر کار که خواهد، افکند. دیگر، چونان ساده‌زنی ـ‌گو، کنیزی ـ سر بر خواست وی نهاد. در این سالیان، چونان مادری، روان غمگین و رنج‌دیده‌ی او را، در دریای مهر خویش آرامش بخشید. همچون یاوری، در راه‌های دشوار زندگی همراهش رفت. از بار غم‌ها و اندوه‌هایش، نیمی را او بر دوش خویش می‌کشید. چون سختی‌ها روان لطیفش را می‌آزردند، او دلجویی‌اش می‌کرد و دلداری‌اش می‌داد و آن استواری پیشین را بدو باز می‌گردانید.

.

.

.

...


*به پیشنهاد "محمد صادق ح" و خواندن سخنان مقام معظم رهبری، دل را یک دل کرده و بی هیچ شک و تردیدی، خریدمش.
و برای ادای دینی کوچک به حضرت رسول مکرم و خدیجه ی با وفا سلام الله علیهما، بخشی از این رمان را در این پست به رشته تحریر در آوردم.
  • ابوذر محمدی

.

.

.

پذیرفته اند جهان دهکده ای است...

این همان دهکده ای است که در آن مردمان را به یک صورت واحد، قالب می زنند و هیچ کس نمی تواند از قبول مقتضیات تمدن تکنولوژیک، سر باز زند.

این همان دهکده ای است که بر سر ساکنانش آنتن هایی روئیده است که یکصد و پنجاه کانال ماهواره ها را مستقیماً دریافت می کنند.

این همان دهکده ای است که در آن روبوت ها عاشق یکدیگر می شوند.

 این همان دهکده ای است که در تلویزیونهایش دختران شش ساله را آموزش جنسی می دهند.

این همان دهکده ای است که در آن گوسفندهایی با سر انسان  و انسانهایی با سر خوک به دنیا می آیند.

این همان دهکده ای است که در آن دویست و چهل و شش نوع تجاوز جنسی رواج دارد...

 امّا عجب اینجاست که بازهم

این همان دهکده ای است که در زیر آسمانش بسیجیان، بر رملهای فکّه زیسته اند،

همان دهکدة جهانی که در نیمه شبهایش ماه، هم بر کازینوهای لاس و گاس تابیده است

و هم بر حسینیة دوکوهه و گورهایی که در آن بسیجیان از خوف خدا و عشق به او گریسته اند.

دنیای عجیبی است، نه؟!

 

  • ابوذر محمدی

انسان همواره در تکاپو و تلاش برای رسیدن به یک زندگی بهتر است و از استعدادهای درونی و امکانات بیرونی که خداوند به او عطا کرده است، برای رسیدن به آن بهره می گیرد. تفاوت انسان ها از آنجا آغاز می شود که در مواجهه با دو سؤال ((من چه می خواهم؟)) و ((چگونه می توانم به آن برسم؟)) راه های متفاوتی را پیش می گیرند و طبیعتا به نتایج متفاوتی هم می رسند.
آگاهی از پاسخ سؤال اول، بخش مهمی از ((انسان شناسی)) است که همواره دین بر آن تاکید می ورزد و با تعبیر ((معرفت نفس)) از آن یاد می شود. آگاهی از سؤال دوم نیز از مجموعه ای از معارف اسلامی را در بر می گیرد که دین را به عنوان برنامه ای برای زندگی و رسیدن به کمال برای انسان قرار می دهد.
لذا به نظر می رسد نگاه ((انسان شناسانه)) به معارف دینی یکی از مهمترین راه های تبیین و تعلیم آن معارف است که به کمک آن می توان به انسان نشان داد که معنویت و دین، همه آن چیزهایی است که تو می خواستی و هر روز به دنبال آن هستی.

*پس از خواندن این پست انتظار آن می رود ضرورت تبیین و تبلیغ دین با دقت در زوایای روحی انسان، که تاثیر کلام را دو صد چندان کرده و سنتی قطعیست که ریشه در تعلیمات قرآن و اهل بیت داشته و دارد؛ منقح گردد.
  • ابوذر محمدی
آمریکا ستیزی نه برخوردی متعصبانه با یک ملت مستقل است و نه نوعی ملی گرایی افراطی است. آمریکا ستیزی یعنی مقابله با یک فرهنگ خاص که ما آن را ((فرهنگ آمریکایی)) می نامیم. بنابراین آمریکائی بودن تنها به کسانی که در آمریکا متولد شده اند یا به بنیان گذاران آمریکا تعلق ندارد. ((آمریکایی)) به تمام کسانی اطلاق می شود که با این فرهنگ خاص زندگی می کنند. بر این اساس، مفاهیم جغرافیایی و نژادی در این بحث جایی ندارد.
آمریکا ستیزی در برابر یک نظام تحمیلی فاسد جهانی و رهبران آن قرار گرفته و به همان اندازه که برای نجات محرومان جهان از سلطه آمریکا تلاش می کند، برای رهایی مردم آمریکا که خود نیز قربانی این نظام شده اند، تلاش خواهد کرد. مکتب ((آمریکا ستیزی)) و فرهنگ ((آمریکا گرایی)) اکنون مقابل یکدیگر واقع شده اند؛ که در این رویارویی جبهه حق و باطل اگر ((آمریکا گرایی)) پیروز شود بی شک شاهد نابودی دنیا، زوال انسانیت، نابودی تاریخ مشترک انسانها، حذف خدا و مظاهر الهی از زندگی انسان ها خواهیم بود.
.
.
.

 
 هیچ چیز بیش از سرنگون شدن هواپیمای ایالات متحده در سال1983 توسط نیروی هوایی شوروی، خشم این دولت را بر نیانگیخت و ضمیمه ی نیورک تایمز در آن ماه، هفت صفحه کامل را به این موضوع اختصاصی داد؛ اما وقتی ناو آمریکایی ((وینسس)) یک هواپیمای غیر نظامی ایران را در یک مسیر بازرگانی بر فراز سواحل ایران سرنگون کرد، واکنش کاملا متفاوت بود.
این عمل به عنوان یک اشتباه تاسف بار در شرایط دشوار که در نهایت ایرانی ها مقصر آن بودند! معرفی شد؛ در حالی که آخرین اقدام در این نمایش آموزنده، در آوریل 1990 انجام شد که فرمانده ناو وینسس همراه با افسر مامور جنگ افزار ضد هوایی به خاطر عملکرد شایسته و بی سابقه در انجام خدمات بر جسته، نشان ((لژیون مریت)) را دریافت کردند!
رسانه های گروهی نیز ظاهرا موضوع با ارزشی را برای اظهار نظر در مورد هیچ یک از وقایع نیافتند؛ در حالی که در جریان سقوط هواپیمای ایرباس جمهوری اسلامی ایران به شماره پرواز 655 در واپسین روزهای جنگ تحمیلی در آب های نیلگون خلیج همیشه فارس، بیش از 290 زن و مرد و کودک بی گناه کشته شدند.
.
.
.




*روزهای تابستانی م ثانیه به ثانیه می گذشت و به دنبال بهانه ای برای ورود مجدد به فضای مجازی بودم که شروع دور جدید مذاکرات برد_برد، و دیدن سایت های خبری که پر شده از تصاویر سقوط هواپیمای مسافری ایران در دوازدهم تیرماه، کار را برای سلامی دوباره به فضای مجازی یک سره کرد. دوستان ســلــامـــ...
  • ابوذر محمدی