امروز بعد از سال ها ناپرهیزی کرده و نماز جمعه را بر فرادای احتیاطی ترجیح دادم؛ و با
ابراز نگرانی و تأسف امام جمعه محترم از دستور حمله زمینی اسرائیل؛ موتور تجزیه و تحلیل های رادیکالی من هم روشن شد...
در راه بازگشت به منزل چند کلمه و عبارت باعث سکوت معنا دار من شده، و شدیدا ذهنم را مشغول و مکدر کرده بود
-پاره پاره شدنِ پاره تن جهان اسلام
-از نیل تا فرات
-جنگ نسل پنجم
-سپر موشکی ایران
-جنگ نسل چهارم
-شکست به ظاهر بیداری اسلامی
-مذاکرات وین و ژنو
-ظهور جریاناتی تکفیری موسوم به النصره و داعش، پس از طالبان و القاعده
-سکوت معنا دار جهان اسلام
-تحلیل قوای سپاه قدس، حزب الله و جهان اسلام در طول درگیرهای فرسایشی سوریه و عراق
-سر در گمی زمامداران حق جو جهان اسلام همچون حماس
و حالا
اگر او ضاع بدین صورت ادامه یابد دو راه حل برای خروج از این بحران پیش روی جمهوری اسلامی خواهد بود( البته حدس می زنم که حضرت آقا، شخصا روز قدس خودشون نماز جمعه رو بخونن و اسرائیل رو تهدید جدی کنن):
1) یا حمله موشکی ایران، که بسیار بعید است
2) یا دادن امتیازات فراوان در مذاکرت وین که فرض می کنیم خیلی اتفاقی با ایام حمله اسرائیل به غزه همراه شده( اگر یادتون باشه، بعد از ژنو آمریکا یکی از شرایط دور بعدی مذاکرات رو تعطیلی صنعت موشکی ایران قرار داده بود).
و اما تحلیل و توضیحات رادیکالیم:
با این که آمریکا و اسرائیل خود نظریه پردازان جنگ های نسل پنجم هستند؛ اما در مدت قریب به پنج سال با همکاری بعضی خائنین و ساده اندیشان و فریب خوردگان، جهان اسلام را وارد جنگ های نسل چهارمی با شیوه ی فرسایشی کردند(شورش های مسلحانه داخلی سوریه به بهانه بیداری اسلامی)؛ که نتیجه ای جز تحلیل تمام جهان اسلام در راستای تحقق نقشه ی بازی گردان اصلی سناریویِ از نیل تا فرات، یعنی اسرائیل نداشت.
و امروز که این چند خط را می نویسم، به خوبی برایم روشن است که متأسفانه، نه حماس بعد از سه سال مداخله و اعزام نیرو و تسلیحات به نفع گروه های تکفیری مبارز در سوریه؛ حماس گذشته است.
و نه حزب الله و سپاه قدس، همانند جنگ 33 روزه و 22روزه و 11 روزه و 7 روزه هستند.
به نظرم اسرائیل با عبرتی که از جنگ های گذشته اش گرفته بود، این بار بسیار حساب شده و پیچیده تر به دل فلسطین زد.
اصلا ای کاش امروز هم احتیاط می کردم و به نماز جمعه نمی رفتم...
