قرآن مجید می فرماید: و یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة آل عمران 164 ( پیامبر آیات الهی را بر آنان می خواند، آنان را تزکیه نموده؛ به ایشان کتاب و حکمت می آموزد).
سقراط می گفت: تمام مفاسد و بدبختیهای اجتماع در اثر بی سوادی مردم است، اگر مردم با سواد باشند، خوب و بد را تشخیص می دهند؛ و به مفاسد جنایات پی برده از ارتکاب آن خودداری خواهند نمود.
لذا در عصر او تعلیمات اجباری اعلان شد و مبارزه ی با بی سوادی به عنوان مبارزه با فساد تلقی گردید.
اما چیزی نگذشت که ارسطو آمد و نظریه ی سقراط را رد کرد و گفت: سواد نمی تواند از مفاسد جلوگیری کند؛ به دلیل آن که می بینیم فلان طبیب با سواد که از زیان های شراب کاملا خبر دارد، در عین حال معتاد به شراب است و یا فلان قاضی با سواد که از مفاسد رشوه خبر دارد باز هم رشوه می گیرد!!!
امـــا اســلــآم:
برای ریشه کن ساختن مفاسد تنها سواد را کافی ندانسته، و برای این منظور از دو عامل استفاده کرده است؛ که به ترتیب:
1. ایمان و تزکیه نفس ( یزکیهم).
2. علم و دانش ( یعلمهم الکتاب و الحکمة).
و لذا اسلام اول در کارخانه ی آدم سازی خود انسان هایی تربیت کرده و سپس حربه ی علم و دانش را به دست آنان می سپارد.