ایماء

ایماء به معنای اشاره و کنایه؛ ساده ترین نام برای دفتری است که از هر دری سخنی کوتاه به میان آورده و امیدوار است اگر مفید نیست مضر نیز نباشد

ایماء

ایماء به معنای اشاره و کنایه؛ ساده ترین نام برای دفتری است که از هر دری سخنی کوتاه به میان آورده و امیدوار است اگر مفید نیست مضر نیز نباشد

مشخصات بلاگ
ایماء

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
وَالْعَصْرِ ﴿١﴾
إِنَّ الإنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿٢﴾
إِلا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿٣﴾
.
.
.
قال الإمام الحسین بن علی:
إِنَّ النَّاسَ عَبِیدُ الدُّنْیَا، وَ الدِّینُ لَعْقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ‏ یَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَایِشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّیَّانُونَ.
امام حسین علیه السلام فرمودند:
به راستى که مردم بنده دنیا هستند و دین لقلقه زبان آنهاست، تا هر آن جایى که دین وسیله زندگى آنها باشد، دین دار باقی می مانند و چون در معرض امتحان قرار گیرند، دینداران کم مى شوند.
.
.
.
گنهکار اندیشناک از خدای/
به از پارسای عبادت‌نمای//
#سعدی

نویسندگان
هدف خلقت زمین و آسمان انسان است، تا خدا را  آنچنان که شایسته پرستش است، بپرستد.

انسان سمبل، مظهر، رمز خدا بر زمین، خلیفة الله علی الارض، رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند، پر جبریل بسوزد.

زمین و آسمان و همه ی فرشتگان انسان را سجده کردند، تسلیم شدند، جز شیطان گمراه که رجیم شد.

انسان چه موجودی است؟ معصوم است؟ فرشته است؟ یا ظلوم جهول وگناهکار؟

آدمی که از بهشت بیرون شده است، به خاطر عدم اطاعت و معصیت. اخراج از بهشت چه مفهومی دارد؟

و

مخلوقات دو نوع اند: 1.مجبور، همه موجودات هستند، همه قوانین طبیعت و حتی فرشتگان؛ 2.مختار، از روی اراده خود، میل و رغبت خود، اختیار خود، خدا اختیار به انسان داد ( به آدم) آدم فهمید.

به عورت خود نگاه کرد، شرم کرد، شعور و عقلش ظهور پیدا کرد، که اینان لازمه ی اختیار هستند؛ تفکر و اندیشه .

او می تواند با تفکر و تعقل حق را بفهمد، زیبایی را بشناسد، کمال را بفهمد، خلاقیت را درک کند، با احساس و عرفان قلبی خود زیبایی و حق و کمال و خلاقیت را ستایش کند و بپرستد.

آدم نزد خدا در بهشت بود، ولی بهشتی بدون اراده ی او، بدون مسؤلیت، بدون دلخواه او، که ثمره ی زیادی نداشت.

خدا میخواست آدمی به وجود آید که از روی عقل خدا را بشناسد، از روی عرفان خدا را درک کند، و با اختیار و میل و رغبت خویش خدا را بپرستد، و این کمال پرستش است. شناخت، عرفان، عشق، جذبه، صعود و پرستش... این ارزش دارد.

تسبیح اجباری و طبیعی چندان مهم نیست.

  • ابوذر محمدی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی