درد معرفت
خیلی وقتها احساس درد می کنیم...درد جسمانی مثل سر درد...گاهی یک نوع درد روحی داریم مثلا وقتی کسی که دوستش داریم تنهایمان می گذارد...
اما یک درد هست که ارزشمند است.همان دردی که زاییده معرفت است...هر که معرفتش بیشتر است دردش بیشتر است...به این درد ،درد متعالی هم می گویند.رسیدن به این جایگاه راحت نیست...باید تلاش کرد و رنج برد تا به آن رسید...این درد بر خلاف دردهای دیگر توام با لذتی عمیق است که فراتر از لذتهای دنیایی است.
به سادگی نمی توانی درکش کنی تا به آن نرسی...باید رسید تا فهمید...یک مثال ساده میزنم:
اگر ایمان داشته باشی(واقعا ایمان داشته باشی)که خدا همواره ناظر بر اعمالت است.وقتی عبادت می کنی تو را بهتر از هر کسی میبیند.صدایت را می شنود...به تو توجه دارد...وزمانی که خلاف دستورش را هم انجام می دهی ناظر بر توست...واو پروردگار کریم توست کسی که با مهربانی و کرامت تو را خلق کرده و هدایت می کند...کسی که روزی تو در دست اوست...کسی که مهربانترین مهربانان است...
آنوقت است که درد تمام وجودت را می گیرد به خود می گویی چطور دلم آمد در محضر چنین خدایی معصیت کنم...خدایی که مرا به عنوان خلیفه خود در زمین قرار داد...خدایی که در برابر ملائکه به من مباهات کرد...براستی که به خودم ظلم می کنم وقتی با گناهم از معبود خود فاصله میگیرم...
راستی تو چقدر درد داری؟
- ۹۱/۰۸/۱۹