ایماء

ایماء به معنای اشاره و کنایه؛ ساده ترین نام برای دفتری است که از هر دری سخنی کوتاه به میان آورده و امیدوار است اگر مفید نیست مضر نیز نباشد

ایماء

ایماء به معنای اشاره و کنایه؛ ساده ترین نام برای دفتری است که از هر دری سخنی کوتاه به میان آورده و امیدوار است اگر مفید نیست مضر نیز نباشد

مشخصات بلاگ
ایماء

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
وَالْعَصْرِ ﴿١﴾
إِنَّ الإنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿٢﴾
إِلا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿٣﴾
.
.
.
قال الإمام الحسین بن علی:
إِنَّ النَّاسَ عَبِیدُ الدُّنْیَا، وَ الدِّینُ لَعْقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ‏ یَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَایِشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّیَّانُونَ.
امام حسین علیه السلام فرمودند:
به راستى که مردم بنده دنیا هستند و دین لقلقه زبان آنهاست، تا هر آن جایى که دین وسیله زندگى آنها باشد، دین دار باقی می مانند و چون در معرض امتحان قرار گیرند، دینداران کم مى شوند.
.
.
.
گنهکار اندیشناک از خدای/
به از پارسای عبادت‌نمای//
#سعدی

نویسندگان

۴ مطلب در بهمن ۱۳۹۴ ثبت شده است

من یک وقتی از مرحوم شهید بهشتی رضوان الله علیه پرسیدم وضع دادگستری چگونه است؟ ایشان رئیس قوه قضاییه بود. مسؤول همه مسائل قضایی در کشور بود. وقتی ایشان را سر کار گذاشتند، ما خوشحال شدیم. ما گفتیم _ چون شهید بهشتی خیلی توانا بود، خیلی قوی بود. _ الحمدلله بهشتی آمد، دستگاه قضایی دیگر اصلاح خواهد شد... یک مدتی گذشته بود. مثلا شاید ۷-۸ ماهی، یک سالی گذشته بود که ایشان رئیس دیوان عالی کشور بود. من گفتم چطور است وضع قوه قضاییه؟ نگفت قوه قضاییه را اصلاح کردیم. نگفت قوه قضاییه اشتباه دیگر نمی‌کند. یک جمله بسیار آموزنده و درست و متینی زد. گفت قوه قضاییه در جهت درست شدن دارد حرکت می کند. من گفتم کافی است. گفتم همین بس است. وقتی که در جا نمی زند. سکون و سکوت و رکود ندارد، حرکت دارد، آن هم در جهت درست، ما راضی هستیم.

بیانات آیت الله خامنه ای در جمع مردم نجف آباد، ۱۳٦۷/٠٤/٠۷.

  • ابوذر محمدی

"إنّ فرعون عَلا فی الأرضِ و جعل اهلها شیعاً یستضعف طائِفةً مِّنهم یذَبِّحُ أبناءهم و یَستَحیِ نساءهم إنّه کان من المفسدین"

 

مولفه هایی که الله جل و اعلی در آیه شریفه بیان فرموده،ویژگی هایی هستند که در صورت بروز در هر جامعه‌ای،آن جامعه را نابهنجار قرار می دهند.

۱.استکبار حاکمان:"إن فرعون علا فی الارض"

۲.ابزار قدرت شدن مردم:"و جعل اهلها شیعا"

۳.ناتوان پنداری مردم:"یستضعف طائفة منهم"

به نظر می رسد اگر این سه خصوصیت در جامعه ای هویدا شود،آن جامعه انسانی شروع به طی کردن پله های سقوط نموده است.

 

 

  • ابوذر محمدی

...وضع آمریکایی ها بکلی متفاوت بود. آنها در خیابان امیرآباد یک باشگاه داشتند که مخصوص افسران و درجه دارانشان بود. روزانه به هر کدام یک بسته به عنوان جیره غذایی می دادند، که هر بسته برای مصرف ۵-٦ نفر کافی بود. در هر یک از این بسته ها انواع و اقسام کنسروها، انواع نان، ویتنامی که باید روزانه مصرف می کردند، دو بطری ویسکی و دو بسته سیگار خوب بود. آمریکایی ها به سرعت باشگاه امیرآباد را به مرکز فحشاء تبدیل کردند. کامیون های آمریکایی به مرکز شهر می آمدند و دخترها را جمع می کردند و به باشگاه می بردند. دخترهایی که به این اوضاع تمایل داشتند صف می کشیدند و منتظر می ماندند؛ مثل اینکه در صف اتوبوس هستند. کامیون های روباز ارتش آمریکا می آمد و ۲٠٠-۳٠٠ دختر را سوار می کرد و می برد. آمریکایی ها هر چند پول نداشتند ولی با همین بسته ها دخترها را راضی می کردند. من با یکی از کسانی که به باشگاه می رفت آشنایی داشتم و دیدم که در انبار خانه او تا زیر سقف از این بسته ها چیده است. هر روز که می رفتند یک دو بسته می گرفتند. این بسته ها قیمت گرانی داشت و خرید و فروش می شد.

یکی از کسانی که با آمریکایی ها می رفت، خاله محمدرضا بود که اکنون شاه ایران شده بود. فرد دیگر که می شناختم یک دختر ارمنی بود و پدرش یک کارگر زحمتکش بود. من با این دو نفر بارها صحبت کردم و گفتم که این کار صحیح نیست و عمل شما در شأن فاحشه های کنار خیابان است. خاله محمدرضا خیلی رک و صریح می گفت: خیر، افرادی که در باشگاه هستند هم تیپ ما هستند و هیچ اشکالی ندارد! (ظهور و سقوط سلطنت پهلوی خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست،ج۱،ص ۱۲۳،۱۲٤.)


*لطفا "خلاصه پهلوی" رو از دست ندید!

  • ابوذر محمدی

‏‏هرگز از بی کسیِ خویش مرنج

هرگز از دوریِ این راه نگو

و از این تنهایی

و از این فاصله هایی که میانِ من و تو روییدست...

بگذار

تا که پروانه ی تنهایی از این پنجره آزاد شود

برود

بال خود را بسپارد به نسیم

قاطیِ باد شود

بگذار

کفترِ خوشبختی

روی بامِ نفست بنشیند

و اگر چه دلت آن جا تنگ است

نگذار

رنگ غم بر قفست بنشیند

هر زمانی که دلت تنگِ من است

بهترین شعرِ مرا

قاب کن، پشت نگاهت بگذار

تا که تنهایی ات از دیدنِ آن، جا بخورد

و بداند که دلِ من با توست

در همین یک قدمی...

پ-رئیسی


*چند روزیست که در حالت قبض هستم؛
خیلی خسته ام...
خدایا یه فرجی برسون...
  • ابوذر محمدی