ایماء

ایماء به معنای اشاره و کنایه؛ ساده ترین نام برای دفتری است که از هر دری سخنی کوتاه به میان آورده و امیدوار است اگر مفید نیست مضر نیز نباشد

ایماء

ایماء به معنای اشاره و کنایه؛ ساده ترین نام برای دفتری است که از هر دری سخنی کوتاه به میان آورده و امیدوار است اگر مفید نیست مضر نیز نباشد

مشخصات بلاگ
ایماء

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
وَالْعَصْرِ ﴿١﴾
إِنَّ الإنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿٢﴾
إِلا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿٣﴾
.
.
.
قال الإمام الحسین بن علی:
إِنَّ النَّاسَ عَبِیدُ الدُّنْیَا، وَ الدِّینُ لَعْقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ‏ یَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَایِشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّیَّانُونَ.
امام حسین علیه السلام فرمودند:
به راستى که مردم بنده دنیا هستند و دین لقلقه زبان آنهاست، تا هر آن جایى که دین وسیله زندگى آنها باشد، دین دار باقی می مانند و چون در معرض امتحان قرار گیرند، دینداران کم مى شوند.
.
.
.
گنهکار اندیشناک از خدای/
به از پارسای عبادت‌نمای//
#سعدی

نویسندگان

۸ مطلب در مهر ۱۳۹۱ ثبت شده است

منطق شهید یعنی منطق کسی که برای جامعه خویش پیامی دارد و این پیام را جز با خون با چیز دیگری نمی خواهد بنویسد. 

رسول خدا فرمود: هر کس برای جهاد در راه خدا (فی سبیل الله) روانة‌جبهه‌ گردد، برای هر قدمی که برمی‌دارد هفت صد هزار حسنه دریافت می‌کند و هفت صد هزار گناهش پاک می‌شود، و درجه‌اش هفت صد هزار مرتبه بالا می‌رود و خداوند ضمانت می‌کند که به مرگ طبیعی هم که بمیرد او را شهید از دنیا ببرد، و اگر سالم برگشت گناهانش بخشیده شده است و دعایش مستجاب می‌گردد.١

 شهادت عروج روح است به اقصای دوردست آرامش و رسیدن به آرامشگاه ایده آل یعنی رضای حق. شهادت نورافکن راههای پرپیچ و خم تاریخ است،‌ روییدن ملتهای ذلیل و حقیر، و شهادت شکوفا شدن جوهر انسانیت است و نجات بخش انسان از تیره‌روزیهایش. و چراغ هدایت است در وادیهای ظلمت و زور. شهادت رهیدن از خمودگیهاست و شهید انسانی است مجرد که پشت پا به تمام مظاهر طبیعت بزک شده می‌زند. شهید آگاه انسانی است که از لذایذ پوچ حیات مادی چشم پوشیده است تا بشریت را از یوغ بندگی رها سازد. و شهید فداکاری است که ماده را برای پاکسازیها فدای معنا می‌کند؛ شهید از فنا مرگهای بی‌خصلت و زیان و ضررهای موهوم، در راستای ریش کن ساختن ظلم و بیداد نمی‌هراسد. و کوتاه سخن به تجرد می‌رسد. شهید از روزی خدایی به رشد تکاملی راه می‌یابد  و در کمال به مقام قهرمانی دست می‌یازد. شهید عارفانه هشیارانه صادقانه آگاهانه و ژرف نگرانه راه حق و واقع بینی را می‌پیماید و به مقام حق الیقین  می‌رسد. شهید کوله بار شرف آمیخته به مسئولیت انسان الهی را بدوش می‌کشد و در این راه می‌افتد و برمی‌خیزد و سرانجام در راهش فنا می‌شود، و به گونة‌ قطره در دل اقیانوس دفاع از حق بشریت مظلوم به مطلق می رسد. و در یک جمله شهید از امر معشوق امتثال می‌کند و می‌فهمد که خدا خطاب به او گفته است:‌ جهاد کنید در راه خدا به طوری که سزاوار الله است٢

 منبع

١-وسائل الشیعه؛ کتاب الجهاد، ص 10. عبارت حدیث چنین است: «عن رسول الله(ص) أنه قال: و من خرج فی سبیل الله مجاهدا فله بکل خطوه سبع مائه ألف حسنه و یمحی عنه سبع مائه ألف سیه و یرفع له سبع مائه الف درجه و کان فی ضمان الله فی أی حتف مات و إن رجع، رجع مغفورا ل مستجابا دعاوه.

٢-و جاهدوا فی الله حق جهاده. (سورة حج / 78)

**************************************************************

لحظاتی پس از تحریر:

اســـــــتاد کائنات که این کارخانه ساخت  /  مقصود عشق بود، جهان را بهانه ساخت 

  • ابوذر محمدی

هر کس که دین اسلام را در سه ساحت بینش(معرفت)، گرایش(محبت) و کنش(اطاعت) می پذیرد؛ لاجرم چهار نوع ارتباط را فرا روی خویش می بیند:

1.      با خود ؛ 2. با خداوند ؛ 3.با جامعه ؛ 4. با طبیعت و جهان هستی

 

مسلمانی که می داند چنین ارتباط های گسترده ای دارد و در دنیای رابطه ها زندگی می کند، اگر بخواهد رابطه هایش زیان های فردی و اجتماعی، دنیوی و اخروی به  بار نیاورد،

باید در پی ضابطه های صحیح و دقیق از سوی آفریدگار خویش باشد؛ همان آفریدگاری که هم علیم است و هم حکیم.

با این نگاه و دیدگاه است که آشنایی و یادگیری احکام اسلامی برای هر مسلمان معتقدی ضرورت می یابد و برای او نه فقط وظیفه، بلکه فریضه نیز به شمار می آید؛

چرا که احکام اسلامی یعنی ضوابط حاکم بر روابط انسان مسلمان با خود و پیرامونش؛ البته پیرامون به معنی الأعم.

  • ابوذر محمدی
اگر روحانیون مسلمان، اسلام را همانند امام صدر عرضه می کردند، اثری از مسیحیت و سایر ادیان باقی نمی ماند. جرج جرداق

در چهاردهم مارس1920، در کاظمین گروهی را ملاقات کردیم که مسلمانانی سرسخت و ضد انگلیسی بودند و سر کرده ی آنان خانواده ای بود به نام "صدر" که به دلیل آمیزه های مذهبی خویش در تمامی دنیای شیعه نامدار بود. گر ترود بل، مورخ و عرب شناس انگلیسی

"ایمان دارم که می توان تاریخ لبنان را به دو دوره ی کاملا مجزا تقسیم کرد، دوران قبل از موسی صدر و دوران موسی صدر." اسقف اعظم اتریش، کاردینال فرانس کوینگ


  • ابوذر محمدی
سرنوشت ما را به مبارزه طلبیده است و تاریخ و عالم به قضاوت نشسته اند، محرومین و مستضعفین دنیا مضطربانه نگران سرنوشت خویشند، فرشتگان آسمان برای پاسداری از پرچم پرافتخار این رسالت مقدس،نفس در سینه ها حبس کرده اند.

ما ملت ایران و بلکه همه ی جهانیان مورد آزمایش قرار گرفته ایم، تا در این نبرد حق بر علیه باطل چگونه از بوته ی آزمایش سربلند بیرون آییم.

امریکا و اسرائیل، و مزدوران منطقه ای و جهانیشان، جرأت کرده اند که با انقلاب ایران پنجه در افکنند، حقا که احمقند، این جهانخواران خونخوار نمی دانند که انقلاب ایران ابر قدرت ها را به زیر کشیده است، نمی دانند که با دستان خالی بزرگترین طاغوت ها را از تخت به زیر کشانده است؟

آری ما می بینیم که استکبار جهانی سی سال است که مستقیم و غیر مستقیم برای ایران خواب ها دیده است تا نظام اسلامی ملت ایران را واژگون کند؛امّا زهی خیال باطل(شتر در خواب بیند پنبه دانه)

ما به آمریکا و اسرائیل ذلیل و کثیف می گوییم، انقلابی که نوکران ابر قدرت ها را از ایران بیرون انداخته است، قدرت دارد که خود آنها را نیز به زباله دان تاریخ بفرستد. 

  • ابوذر محمدی
آقا بیا تدارک اطعام با بسیج

پرچم زدن به گوشه ی هر بام با بسیج

گرچه پر است دام زبعد ظهورتان

منحل نمودن خطر دام با بسیج

کرب و بلا مجال شما با سران کفر

یکسر نمودن خطر شام با بسیج

گرچه شهید راه تو عیسی بن مریم است

آقا قبور قطعه ی گمنام با بسیج

..................................

.........................

................

  • ابوذر محمدی

{لقد کان لکم فی رسول الله اسوۀٌ حسنه لمن کان یرجوا الله و الیوم الآخر}احزاب/21

((...بعثه حین لاعلم قائم و لامنارساطع ولا منهج واضح...))

...خداوند پیامبر اعظم را در شرایطی به نبوت بر انگیخت که هیچ نشانه ای بر طریق هدایت در میان نبود و مشعل فروزانی بر پا نبود و راه روشنی نیز در برابر مردم وجود نداشت...  نهج البلاغه/خ187/ص622

سال ها بود که ندای پیام آوران الهی بگوش نمی رسید و فروغ مشعل هدایت در پسِ ابرهای تیره زاد مانده بود، شب فراگیر گشته بود، شبی بلند تر از طول استوا، مردمان همه در حیرت و سرگردانی، جاهلان سفله در مقام حکمرانی و شخصیت انسانی در مرداب فساد و تباهی غوطه ور بودند، ناروایی ها و زشتی ها رایج گشته، فضائل اخلاقی نادیده انگاشته می شد، بویژه در سرزمین عربستان فساد اخلاقی و انحطاط فرهنگی به اوج خود رسیده، غارتگری و آدم کشی از کارهای رایج عرب بشمار می آمد.

امیر المومنین علی ((علیه السلام)) جامعه ی پیش از بعثت را چنین توصیف می فرماید: ((خداوند پیامبر((صلی الله علیه وآله)) را هنگامی به رسالت بر گزید که دیر زمانی از بعثت انبیاء پیشین سپری گشته بود و مردم در خوابی طولانی فرو رفته بودند، شعله های فتنه وآشوب در سراسر دنیا بر افروخته، سر رشته امور از هم گسیخته، آتش جنگ شعله ور، تاریکی جهل و گناه فراگیر و نیرنگ و تزویر آشکار بود، برگهای زندگی بشر به زردی گراییده امید ثمری از آن نبود، آب ها فرو رفته، شعله های هدایت سرد و خاموش گشته، پرچم های ضلالت و گمراهی بر افراشته بود، پستی و بد بختی بر بشرهجوم آورده، چهره زشت خود را نمودار ساخته بود، این فساد و تیره روزی چیزی جز فتنه و آشوب ببار نمی آورد، بیم و هراس دل های  مردمان را فرا گرفته پناهگاهی جز شمشیر خون آشام نمی دیدند.)) نهج البلاغه/خ88/ص212

در چنین شرایطی نا گاه سپیده ی دیر آشنای صبح و تلألؤ شکوهمند آن، دلِ جستجو گران را، غرق انوار تابناک خویش ساخت، خورشید فروزانی در آسمان نبوت درخشید، خورشیدی که هر گز افول نداشته و ندارد، و برای همیشه افسون تاریکی را از فضای زندگی بشر زدود.

این بار شخصی که همچون قله های کبود کوهساران ابهت و شکوه از پیکره اش می بارید، او که وجودش معمای بزرگ هستی است، کوله بار وحی را فرادوش خود داشته به فرمان خداوند  بر بلندای ستیغ زعامت تکیه زد و کاروان سر گردان بشریت را بسوی سعادت و کمال رهنمون گشت.

هنوز بیش از چهل سال از عمر پر برکت محمّدامین((صلی الله علیه وآله))  سپری نشده بود که پیک وحی برآن حضرت فرودآمد، پیام خداوند را مبنی بر انذار مردم با آیات به ایشان رسانیده:

((اقراء باسم ربک الذی خلق. خلق الانسان من علق. اقراء و ربک الاکرم. الذی علم بالقلم. علّم الانسان ما لم یعلم....))

امت ما به شاگردی درس اخلاق پیغمبر، به درس عزت پیامبر محمدی صلی الله علیه وآله افتخار می کند. ما درس عزت و اخلاق پیامبراکرم، درس علم آموزی، درس رحمت و کرامت و وحدتی که از ایشان فراگرفتیم را در زندگی خود قرار داده و برای سعادت خویش به آن عمل می کنیم.ودرآخر

یا رب چه شود طلوع فجر فردا        صبح فرج منتقم آل محمد باشد.
  • ابوذر محمدی
الف_ از نظر فلسفی، فقط تسلیم به خدا بودن، مبارزه ی دائمی با شرک و طاغوت، صنع انسان کامل.

ایمان به خدا، و روز آخرت، و هدف تکامل انسان به سوی خدا، و زندگی دار امتحان است.

همه ی رنگها و نژادها و قومها و ملیتها در مقابل خدا برابرند، امتیاز فقط علم آمیخته با عمل و تقوا است.

ب_ از نظر اخلاقی: خود را برای خدا و انقلاب بخواهد، نه آنها را برای خود، محور خدا باشد نه خود او.

1. تقوی و عمل صالح، روش باید شرعی باشد،

2. عرفان،

3. تسلط بر نفس، مبارزه با غرور، خودخواهی، مصلحت طلبی، منیّت،

4. مبارزه با دروغ، با تهمت، با شایعه سازی، با تبلیغات بی اساس و سیاست بازی.

ج_ اقتصادی و استقلال اقتصادی:

1. ضد استثمار، ضد ربا، ضد احتکار، ضد بازار مصرفی کمپرادور، مبارزه با سرمایه داری،

2. خود کفایی،

3. شکفتن استعدادها، قبول مالکیت مشروط.

د_ سیاسی، حکومتی با استقلال سیاسی از شرق و غرب، ولایت فقیه، آزادی و دموکراسی، شورا و مبارزه با دیکتاتوری.

هـ_ سیاست خارجی: لا شرقیه و لا غربیه، کمک به مستضعفین و پابرهنگان دنیا، کمک به استقلال های آزادی بخش.

و_ فرهنکی: استقلال فرهنگی از شرق و غرب در کنار مبارزه با غرب زدگی و شرق زدگی، تکیه بر تراث اسلامی.

  • ابوذر محمدی


ناجیان سوخته پر آزادی و مقاومت،

شهدای راه حق و حقیقت و

آنان که مظلومانه زیر شکنجه های

رژیم های سفّاکی همچون رژیم بعث از دایره ی تنگ قفس

تا

ملکوت اعلی پر کشیدند



با مرگ در مپیچ که هر زنده مردنی است

در مرگ زنده باش که آنت ستودنی است

******************************************************

*پس از مشاهده ی بنری بسیار زیبا که آمیخته از بیداری اسلامی منطقه، مقاومت و دهن کجی هشت ساله این ملت سرافراز و تقدیم شهدایی چون تهرانی مقدم و شهریاری و روشن بود؛ حقیر مناسب دیدم تا با قلم ناقصم که بضاعتش چند واژه ای شکسته، بسته بیش نیست بر صفحه ی سفید کاغذ چند خطی حس بی همتایم را به تصویر بکشم.

  • ابوذر محمدی