ایماء

ایماء به معنای اشاره و کنایه؛ ساده ترین نام برای دفتری است که از هر دری سخنی کوتاه به میان آورده و امیدوار است اگر مفید نیست مضر نیز نباشد

ایماء

ایماء به معنای اشاره و کنایه؛ ساده ترین نام برای دفتری است که از هر دری سخنی کوتاه به میان آورده و امیدوار است اگر مفید نیست مضر نیز نباشد

مشخصات بلاگ
ایماء

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
وَالْعَصْرِ ﴿١﴾
إِنَّ الإنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿٢﴾
إِلا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿٣﴾
.
.
.
قال الإمام الحسین بن علی:
إِنَّ النَّاسَ عَبِیدُ الدُّنْیَا، وَ الدِّینُ لَعْقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ‏ یَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَایِشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّیَّانُونَ.
امام حسین علیه السلام فرمودند:
به راستى که مردم بنده دنیا هستند و دین لقلقه زبان آنهاست، تا هر آن جایى که دین وسیله زندگى آنها باشد، دین دار باقی می مانند و چون در معرض امتحان قرار گیرند، دینداران کم مى شوند.
.
.
.
گنهکار اندیشناک از خدای/
به از پارسای عبادت‌نمای//
#سعدی

نویسندگان

۱ مطلب در آبان ۱۳۹۳ ثبت شده است


قال الحسین علیه السلام:

یا شیعة آل ابوسیفان ان لم یکن لکم دین و کنتم لاتخافون المعاد فکونوا احرارا

آدمی گاهی محدود و اسیر است، تا آنجا که به حریّت و آزادی می رسد و با غریزه ای از غریزه ای جدا می گردد. آدمی اگر پس از حریت و آزادی به حریتش شکل داد و با دین، خود را مهار کرد و با عبودیت، این نیروی فعال را به کار گرفت، به مرحله ای بالاتر از طبیعت خود رسیده است که دین شکل انسان آزاده است و انسان پس از آزادی به دین می رسد و با عبودیت به نزدیک ترین راه تا رشد و قرب دست می یابد.

قدر و استمرار آدمی، او را به دین و عبودیت می خواند و حریت و آزادی او را شکل می دهد. و تبخیر هرز را به حرکت و نور می رساند.

در این کلام پر نور، این نکته روشن گردیده که حریت و آزادگی، مرحله ای نازل تر از دینداری و خداترسی است، می فرماید: اگر دین ندارید و از معاد و پاداش ها هیچ نمی ترسید، پس حریت و آزادگی در دنیای خود را داشته باشید.

این نکته برای ما سنگین است، چون خیال می کنیم آدمی پس از رهایی از مذهب و خرافات، به آزادگی و آزادی اندیشه و روشنی فکر می رسد، در حالیکه دین به آزادی آدمی جهت و شکل می دهد.

آب راکد پس از تبخیر به آزادی رسیده، ولی به هرز هم رفته و بی حاصل مانده، مگر اینکه این وسعتِ تبخیر کنترل شود و توربین ها را حرکت دهد و نور روشنی بیاورد.

دین، در پی این شکل یافتن آزادی و جهت دادن به آزادی است. آدمی پس از آزادی و قیام از سر هستی به دین می رسد، به سوخت و محبت و اطاعت و عبودیت می رسد و عشق به خدا و ترس از کارهای خود را تجربه می کند. و این عشق و دینداری و این ترس و حذر، او را به راه و مقصد و نجات از هرزگی و پوچی می رساند. در این عمق کمی درنگ کن!

  • ابوذر محمدی