این کلمات و عبارات را تقدیم میکنم به برادر مسلمان بصیر وهنرمند روشنفکر خود جناب اقای سید محمد مهدی ربیعی هاشمی؛وامید وارم که یوسف گونه بر این خطوط سیاه شده توسط این قلم ناقص بنگرد که این برادر کوچکترش ننوشته مگر انچه در بضاعتش بوده است.
چقدر بدبختی است کسی ادعای علم داشته باشد ولی از علم چیزی نداند وچقدر ناراحت کننده و خطرناک است که کسی ادعای تقوی داشته باشد ولی متقی نباشد.
من(یعنی او) هنرمندم،به هنر عشق می ورزم،احساسات خفته و سرکوب شده خویش را با قدرت هنر بازگو می کنم؛اتشفشان هیجان وجود را به دست هنر می سپارم تا بر ان لگام بزنم.
من(بازهم او)زیبایی را می پرستم؛زیرا اولا تجلی خداست وثانیا محرک هنر است؛اما امروز بزرگترین هنرها فریاد کشیدن وضجه زدن است؛حق را گفتن و مقابل ظلم سکوت نکردن،در راه پر پیچ و خم مشکلات وانحرافات راه حق را یافتن و با صراحت بازگو و اقرار کردن است.
زیباترین زیبایان حقیقتی است که با ابزاری به نام هنر ابراز می شود.
بسیاراند چیزهایی که زیبا و لذت بخشند؛ما انها را نفی و طرد نمیکنیم؛بلکه می خواهیم این احساسات را لطیف انسانی کرده وعمق دهیم؛بی شک قدرت وجاذبه وجود دارد اما باید ان را معطوف به یک مبدا زیبا و حقیقت عمیق کنیم تا در راه بهترین هدف به کار گرفته شود؛اری به معنایی اعم یعنی شفاف کردن وصیقل دادن؛پایه ومبنی دادن.
کسانی را دیده اید که عشق از وجوشان می جوشد،میخواهند عشق بورزند؛به ادم ها،حیوان ها،درخت ها،کوه ها،دریاها و در یک کلمه به همه خلقت عشق بورزند.
گاه گاهی در جنس آدمی می نگرید،احساس می کنید که احتیاج به عشق ورزیدن دارد،می خواهد با تمام وجود فریاد براورد و عشق بورزد؛که در این لحظه و لحظات، مهم پیدا کردن محبوب راستین و شایسته عشق وپرستش است.
که ما این عشق را نفی نمی کنیم،ولی می خواهیم محبوب راستین را نیز بیابیم ومنحرف نشویم؛اری نفس عشق ورزیدن،قربانی شدن،سوختن،فنا شدن ومحو شدن مقدس است.
اما بدانیم که
باید خود را اثبات کنیم؛ولی نه با نفی دیگران.
عده ای از پشت عینک فلسفه به هنر می نگرند؛
ونیز عده ای از پشت عینک علم به فلسفه می نگرند؛
ونیز عده ای از پشت عینک فلسفه به عشق وپرستش می نگرند وجز حرف ها و اطلاعاتی که این روزها فقط وفقط در کتاب های دهان پر کن به چشم می خورند چیزی بدست نمی اورند.
حیات وتقلید با هم جور در نمی اید،باید استعداد درون را شکوفا کرد(به معنی اصطلاحی اجتهاد کرد).
یکی از نمود ها وعظمت های انسان هنر است تا جایی که می توان ادعا کرد حیات هنر از جلوه ای ممتاز حیات انسان است.
...................................................................................................................
............................................................................................
........................................................................
امیدوارم این چشمه پرحکایت که در این دفترو هزاران دفتردیگر نمی گنجد ادامه داشته باشد
فعلا یاعلی.................................................................................
*این چند خط درهم صرفا برداشت هایی است ازاد از واژه هایی جاندار که به قول این هنرمند اندیشمند مدت ها در درونش خفته بودند.